در كلاسهاى بالاى عرفان کاذب  كه افراد معتقدتر به اين فرقه شركت دارند، بعضى كارهاى شعبده بازى انجام مي شود. نگارنده با مصاحبه با بعضى از افراد شركت كننده در اين كلاسها و نيز به دست آوردن متن نوارهاى سخنرانى و صحبتهاى در اين كلاسها اين موضوع را دريافته است. در يکي از كلاسها «استاد»  با عمليات نمايشى خود كالبد ذهنى (جن) يك بيمارى را تسخير شده بود (جن زده شده بود) بيرون مي آورد. در جلسه ديگرى احضار ارواح مي كند.

فريبرز کلانتري/يکي از مواردي که پژوهشگران حوزه فرق به آن اذعان دارند، نقش رهبري در فرقه و ادعاهاي واهي و دروغيني است که رهبران اينگونه تشکلات به خود منتسب مي نمايند.

رهبران فرقه ها معمولا ادعا مي كنند كه يا دسترسى به علوم باستانى دارند كه فقط آنها به تنهايى به آن دست يافته اند يا علوم جديدى دارند كه تنها آنها كشف نموده اند و يا تركيبى از اين دو؟ كه بي گمان اين وضعيت آنان را براى پيش بردن مأموريتشان براى بشريت آماده كرده است. اينكه آيا اين اغواء ها بر اساس دانش باستانى انجام شود يا بر پايه اسرار آوانگارد (پيشتاز) هستى فرقى نمي كند، صرفا قرار است پيروان به درون حوزه يا اجتماع يا دايره نورچشمان رهبر قدم بگذارند. انجام اين كار معمولا به معنى پشت سر گذاشتن خانواده و دوستان است.

 

يکي از عرفانهاي کاذب که از دهه 70 به صورت مرموزانه اي در کشور پا گرفت و مدعي درمانگري به صورت متافيزک بوده و هست نيز چنين ادعايي داشته و با جعل اسناد پزشکي و توسل به تعدادي از پزشکنمايان شياد ، لطمات فراوان و غير قابل جبراني را به برخي خانواده ها وارد ساخته بگونه اي که حتي موارد بسياري از طلاق و انتحار در اعضاي اين فرقه گزارش شده است.

قهرمان پوشالي «م ط » كيست؟

«م.ط» در مورخ 1/1/1335 در کرمانشاه پا به عرصه وجود گذاشته است. اطلاعات شناسنامه نامبرده حکايت از تولد در اين تاريخ با شماره 31191 صادره از بخش يک کرمانشاه که پدرش به نام محمدآقا متولد کنگاور به شناسنامه 414 کرمانشاه و مادرش عزت‌الملوک اهل کنگاور.

تا پيش از انقلاب در خيابان لاله زار در برابر تئاتر نصر و جامع باربد با فريادهاى خويش عابران را براى ديدن نمايشها دعوت ميكرده است. سپس به كارهاى برقى و سيم كشى مي پردازد و عنوان مهندس برق را بر اساس اين اطلاعات فنى براى خود انتخاب مي كند. ايشان هيچ گونه تحصيلات دانشگاهى و حوزه اى ندارد و هر كسى كه نوشته هاى ايشان را بخواند به خوبى مي تواند اين را دريابد.

در اوايل انقلاب به گروه كومله گرايش پيدا مي كند و از هواداران اين گروه مي شود. اما به علت موضع گيرى هاى مسلحانه اين گروه ماركسيستى با دولت بازرگان كه منجر به شكست و فرار آنها به كردستان عراق مي شود ايشان مدتى پنهان مي شود. در سالهاى اوليه انقلاب اسلامى شكست نظامى و سياسى گروههاى چپ باعث سرخوردگى هواداران آنها شده و موجب مي شود كه طيف وسيعى از آنها كه مذهب جارى را قبول نداشتند و در عمل نتوانسته بودند ماركسيستم را در ايران جا بياندازند به مسايل معنوى منهاى مذهب روى آورند. بعضى از اين هواداران براى پركردن خلاء فكرى و معنوى خود جذب ادبيات  شده و بعضى جذب عرفانهاى گوناگون مانند مكاتب چينى، ژاپنى، و هندى  شدند. آقاى « م ط» و بعضى از همفكرانش هم جذب اين عرفانهاى شرقى شدند.

halghe-2

حرفهاى  ميكائو يوسوئى(Mikao Usui)   بنيانگذار رى كى (Reiki) را به خوبى مي توان در سخنرانى ها و نوشته هاى ايشان ديد. ايشان همانند همه بدعت گذاران دينى و فرقه هاى شبه مذهبى كم كم شاگردانى را در مقامهاى بالاى ادارى و دانشگاهى ايران پيدا مي كند كه از او دعوت مي كنند تا در دانشگاه تهران و دانشگاههاى ديگر سخنرانى كند. همانند هر فرق ديگران، ايشان هواداران سرسختى دارد كه به او همچون حضرت مسيح مي نگرند و از هرگونه مال و جان دريغى ندارند. گسترش  و نفوذ اين فرقه نه تنها به خاطر شهريه ها و نوشته ها و كتابهاى ايشان است، بلكه كمكهاى بى دريغ مريدان ثروتمند و فدايى ايشان را نيز بايد در نظر داشت. همان طور گفتيم پيشرفت ايشان به عنوان سرفرقه به كمك بعضى از مريدان پولدار و تحصيل كرده ممكن بوده است.

ساخت تشكيلاتى  و نحوه كاركرد اين فرقه همانند همه فرقه هاى ديگرى است كه هم اكنون در هندوستان و آمريكا و كشورهاى ديگرى غربى و شرقى وجود دارد. يك نفر با يك سرى ادعا كه قابل اثبات و يا رد نيست (به قول كارل پوپر فيلسوف اتريشى ابطال ناپذير است) شروع به كار مي كند. اين شخص با جاذبه شخصيتى خود مريدانى را به دست مىآورد و اين مريدان با كوشش خود مريدان ديگرى را جذب مىكنند و به اين ترتيب يك اجتماع فكرى و يا شبه مذهبى را به وجود مى آورند كه با كوشش انسانهاى صادقى به تدريج توسعه پيدا مىكند. از آن جايى كه مكانيسم تبليغ و گسترش اين جمع ها از طريق محفل ها و باورهاى شخصى پيروان رهبر و مبدع اين فكر است، اين گسترش و تبليغ همانند تبليغ مذهبى و خودجوش عمل مي كند. به اين فرقه ها معمولا افراد ثروتمند و مشهورى مي پيوندند كه به علل مختلف روانى، اجتماعى، فلسفى، مذهبى، سياسى گرايش پيدا مي كنند كه ثروت و شهرت آنها سبب مي شود افراد بيشترى به گروه و يا فرقه بپيوندند. (به تاريخچه پيدايش فرقه ساينتولوژى (church of scientology) و يكى از پيروان مشهور آن يعنى تام كروز رجوع كنيد).

در طى رشد و تعالى اين گروه معمولآ رهبر فرقه و يا گروه روابط جنسى با نزديكان مونث گروه پيدا مى كند و يا علايم فساد مالى در فرقه ظاهر مىشود. اين مسئله سپس افشا مىشود و گروه انشعاب پيدا مي كند و بعضى از مريدان دست اول خود گروه ديگرى را ايجاد مي كنند. در بعضى از مواقع كه رهبر گروه در مي گذرد و يا بنا به دلايل مختلفى دستگير مي شود نيز به علت وجود رهبر گروه انشعاب حاصل مي شود و مريدان و نزديك او ادعاى جانشينى پيدا مي كنند. در دراز مدت كه جامعه به وجود چين گروه و فرقه واكنش و كنجكاوى نشان مي دهد و خبرهاى بيشترى در مورد گروه و رهبر منتشر مي شود و به نقد گروه مي پردازد و پيروان مي بينند كه ادعا ها دروغ بوده و از رهبر معجزه اى رخ نداده است به تدريج از دور او پراكنده شده و رهبر گروه معمولآ به شكل يك فرد عادى دوباره به زندگى معمولى خود باز مىگردد، اما مرفه تر و ثروتمند تر.

در تاريخ صد سال معاصر ايران افراد زيادى بوده اند كه با ادعاهاى عجيب و غريب خود و اختراعات، فلسفه هاى خود جامعه را سرگرم كرده اند،  ولى تصور نمي كنم كه هيچ كس همچون آقاى «م ط»  اين چنين جمعيت زيادى را به اين مدت طولانى سر كار گذاشته باشد. على محمد شيرازى در پرداختن مهملات و ياوه بافى دست كمى از ايشان  نداشتند و تمام مشخصات بيماران اسكيزوفرنى را به كمال دارا بودند. به نظرم اگر عرفان كيهانى تمام بيماريهاى بشرى را درمان كند، يك بيمارى را نمي تواند درمان كند و آن هم بيمارى اسكيزوفرنى است، نمونه اش هم خود آقاى « م ط» است.

انحرافات:

1- رد شفاعت و توسل به ائمه معصومين

2-تعبير دين به خرافه

3- کلاس‌هاي خلاف شرع و عرف (کلاس‌هاي مختلط زن و مرد بدون رعايت پوشش اسلامي و عرفي)

4-  کسب درآمدهاي غيرقانوني (به عنوان مثال نامبرده براي برگزاري شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سيصد هزار تومان دريافت مي‌کرده است)

5- تبليغ پلوراليسم ديني

6-وابستگان اين فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند اين در حالي است که براي خود نوعي ولايت قائلند که مرتبطين حلقه از طريق آنها مي‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

7-طرح مسائلي درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنيان (نامبرده مدتي طولاني با يک جن‌گير در ارتباط بوده است)

8-بازي با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌اي

9-بي‌بندوباري و فحشاي معنوي

10- درمانگري با استفاده از روش‌هاي شيطاني

11- توهين به مقام الوهيت

12- جعل مدرک و عنوان

و ... .

 

halghe-3

استاد در حال تسخير اجنه!

چه كسانى جذب اين فرقه مي شوند؟

تجربه نويسنده از خواندن گزارش معتقدين به اين فرقه، و مصاحبه با بعضى از فرادرمانگران نشان مىدهد كه طيف وسيعى از افراد جذب اين فرقه مي شوند. اين افراد عموما درك درستى از دانش و قوانين علمى و روشهاى پژوهشى ندارند، اگرچه ممكن است مدارك دانشگاهى هم داشته باشند.

با روشهاى عقلانى علم بيگانه اند.  بيشتر آنها را زنان تشكيل مىدهند كه به علت مشكلاتى دارند كه دارند، مانند مجرد بودن در جامعه اى كه به زنان مجرد با احترام نگريسته نمى شود و آنها را ناموفق در يافتن زوج مىداند، كسانى كه ازدواج كرده و تجربه زناشويى ناموفقى داشته اند.

هم چنين مردانى كه تحصيلات علمى وكار پر درآمدى ندارند و به اميد پيوستن به اين فرقه فكر مي كنند كه به آسانى و به ارزانى و به سرعت يك دانش نوينى را ياد مي گيرند و درآمد خوبى به دست مىآورند. طيف ديگرى از مريدان آقاى استاد  را بيماران روانى با شدت هاى متفاوت تشكيل مي دهند. مانند بيمارانى كه دچار افسردگى هاى مختلف، شيزوفرنى، پارانويا هستند.

با خواندن متن پرسشهاى شاگردان كه از روى نوارهاى سخنرانى ايشان  پياده شده است به خوبى مي توان اين موضوع را دريافت.

در اين جا به طور مختصر فقط به ذكر بعضى پرسشهاى اين شاگردان مي پردازيم. خواندن اين پرسشها خالى از تفريح نيست: مانند خانمى كه احساس مي كند كه هميشه يك نفر به طور مداوم در مقابلش است.

خانمى كه هميشه از حيوانى مي ترسد كه نمى تواند تصوير يا مجسمه اش را ببيند و يا نامش را روى كاغذ و يا كتابى ببيند و آن را خط مي زند و پاره مي كند.

خانمى كه معتقد است كه زنى نيمه شب از داخل ديوار بيرون آمده و به سوى او رفته و او را قلقلك داده و هميشه سر او جيغ مي كشد و به او مي خندد.

خانمى كه معتقد است كه ارواح در خانه اش ساكن هستند و لوستر خانه اش خود به خود بر زمين افتاده و كيف پولش گم شده است.

خانمى كه در يك سگ خيلى بزرگ كه كت و شلوار پوشيده وروزنامه مي خوانده است مرتب در نظرش مجسم مي شده است.

شخصى كه جن به ديدن او آمده بود و طلسم شده بود.خواندن پاسخ »استاد« براى حل مشكل اين شاگردان و توضيح و تفسير بيمارى هاى آنها پرتفريح تر است: مانند اين كه «اجنه ها پاسداران جهان هستى هستند»

موسسه «فرهنگى هنرى عرفان كيهانى» ياشركت هرمي

در راس اين هرم آقاى استاد  قرار دارد و بخشى از درآمد شاگردانى را كه دارند ديگران را آموزش مي دهند به دست مي آورد و اين درآمد رقم بزرگى را تشكيل مي دهد.
تعداد شاگردان آقاى « م ط» را در ايران و خارج از ايران حداقل ده هزار نفر تخمين مي زنند. علاوه بر در آمد ناشى از ثبت نام در كلاسها كتابها و ويديوهاى ايشان نيز خود منبع درآمد ديگرى است. كمكهاى مريدان ثروتمند را نيز بايد در نظر داشت. اگر شركت هاى هرمى بايد كالايى را به فروش برسانند. كالاى فروشى اين شركت هرمى حرفهاى مفت و لاطائلات است كه هيچ ارزشى ندارد و ماده اوليه نمي خواهد. مي بينيد كه ايشان زرنگتر از شركت هرمى گلد كوييست است، چون اين شركت دست كم مي بايست مقدارى طلا به خريدارانش بفروشد. اى كاش آقاى مهندس به جاى ادعاى پزشكى و دخالت غير مجاز در امور پزشكى به همان حرفه مهندسى خود مي پرداخت و اگر از اين حرفه خسته شده بود با همان موسسه هنرى و فرهنگى خود و عرفان اختراعى خود سرگرم مي شد.

 

halghe-4

نمونه از پايان نامه  اتصال به شعور شيطاني!

 

ادعاي کذب

در ادامه شايد ذکره خاطرهاي  مستند از کسي که خود در اين کلاسهاي  فريبکاري شرکت کرده خالي از لطف نباشد.وي در اين رابطه مي گويد:« در يكى از محفلهاى يكى از مريدان استاد شركت كردم تا درمان به روش متافيزيک را از افراد دست اول اين گروه ياد بگيرم. استاد كه انتقاد و انكار مرا نسبت به درمان هاي  متافيزيک ديد از من خواست تا مرا اتصال دهد و شعور را در من جارى كند تا بلكه من هم آن را باور كنم و به خيل مريدان بپيوندم. ايشان مرا به اصرار در كنار خودش نشاند. سپس دستش را بر روى كاسه زانوى من گذاشت و از همه خواست سكوت كنند و چشمهايشان را ببندند. همگى به مدت دوازده دقيقه در سكوت مطلق با چشمان بسته نشستيم. سپس استاد به آرامى گفت كه چشمهايمان را باز كنيم. من به استاد گفتم كه هيچ اتصالى دريافت نكردم و شعور را احساس نكردم».

بنا بر اصول علمي وقتى هر محرك صوتى و تصويرى را به مدتى قطع كنيد، انسان احساس آرامش پيدا مي كند و به عنوان مثال يک چرت 20 دقيقه اي در بعد از ظهر ها احساس خوبي را به انسان منتقل مي کند و انسان را پر از انرژي مي نمايد.

البته اين تكنيك آقاى استاد تكنيك قديمى است كه مدعيان انرژى درمانى، هيپنوتيست ها، و مسيحيان بنيادگراى مدعى ايمان درمانى براى تبليغ كارهاى خود به كار مي برند. وقتى دست را روى زانوى مي گذارند، حرارت تن هر نفر که در حدود 37 درجه است راه فرارى ندارد و به تدريج جمع شده و زانو را گرم مي كند و اين حرارت ديرتر به اطراف مي رسد به علت اينکه بين هردو پارچه شلوار قرار دارد. توجه داشته باشيد كه در زير بغل كه پوست بازو و تنه با فاصله كمى از هم قرار دارند حرارت ايجاد شده و عرق ترشح مي شود. اين مدعيان اين حرارت را به اتصال به مبداء غيبى، انرژرى درمانى،  و غيره نسبت مى دهند.

شعبده بازى در كلاسهاى عرفاني

در كلاسهاى بالاى عرفان کاذب  كه افراد معتقدتر به اين فرقه شركت دارند، بعضى كارهاى شعبده بازى انجام مي شود. نگارنده با مصاحبه با بعضى از افراد شركت كننده در اين كلاسها و نيز به دست آوردن متن نوارهاى سخنرانى و صحبتهاى در اين كلاسها اين موضوع را دريافته است. در يکي از كلاسها «استاد»  با عمليات نمايشى خود كالبد ذهنى (جن) يك بيمارى را تسخير شده بود (جن زده شده بود) بيرون مي آورد. در جلسه ديگرى احضار ارواح مي كند. در جلسه ديگرى ايجاد هاله به دور افراد مي كنند. افراد كلاسهاى بالاتر منع شده اند از اين كه اين موضوعها را براى افراد «غير خودى» بيان كنند. در ظاهر شاگردان اين طور توجيه مي شوند كه افراد ديگر به اين مرحله از تعالى نرسيده اند و لزومى نيست اين كرامات را براى آنها بيان كرد. ولى علت اصلى آن اين است كه نگران افشاء شدن بيشتر اين گروه و رميدن شاگردان و يا كسان ديگرى است كه فكر مي كنند كه دركلاسهاى معنوى عرفان اسلامى ثبت نام كرده اند.

« م ط» ؛ معجزه آخر الزمان ! يا همان Back masking انحرافي !

 در حاليکه ماجراي "برگردان صدا" تنها يک تکنيک و نوعي تردستي مربوط به به دهه 1960 و داراي قدمتي 50 ساله در کشور آمريکا بوده و Back masking خوانده مي شود ، اما ، « م ط» اين کار را معجزه آخر الزمان دانسته و نيز در مقاله اي تحت عنوان " اسب تراوا" مي گويد :

" انجام اين كار به كمك تكنيك امكان‌پذير نيست و اين كار در حد يك اعجاز مي‌باشد." !!

وي در مقاله اسب تراوا  مي گويد:

" از آنجا كه ما با كمال ميل آن ترانه را گوش مي‌دهيم، اطلاعات نابجاي پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه‌ي وجودي ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جاي خواهد گذاشت. جالب اينجاست كه معكوس شعري كه شنيده مي‌شود هيچ ارتباطي به خود شعر ندارد كه اگر شعر را معكوس بنويسيم به آن دسترسي پيدا كنيم. نكته‌ي ديگر اين كه انجام اين كار به كمك تكنيك امكان‌پذير نيست و اين كار در حد يك اعجاز مي‌باشد."   !!

اما با کمي بررسي مي بينيد که اين " اعجاز" به گفته ايشان ، امري "دانسته " !  از دهه 1960 مي باشد:

ويکي پديا در اين خصوص آورده :

نهان‌سازي در برگردان يا وارون‌نگاري به انگليسي: (Back masking)

"روشي‌است براي ضبط صدا که در آن نوا يا پيام گفتاري، با پخش وارونه در درون آهنگي که بايد به گونه? عادي پخش شود، قرار گرفته و مخفي مي‌شود. وارون‌نگاري کاربردي دانسته‌ است، که به واسطه? آن پيغامي که از وارون همين آواها گرفته مي‌شود، مي‌تواند ناخواسته باشد."

" نخستين بار بيتلز (گروه بيتل ها) با بهره جستن از برگردان آوازها و موسيقي‌شان در ضبط آلبوم روُلور (????‌ ، وارون‌نگاري را به مردم شناساندند. از آن زمان هنرمندان موسيقي از اين شگرد براي جلوه‌هاي مختلف هنري، فکاهي و هزلي در آثارشان — چه به صورت آنالوگ و چه ديجيتال — استفاده کرده‌اند. اين روش همچنين براي سانسور واژه‌ها يا عبارت‌هاي نامناسب و پديدآوردن يک نسخه? پاکسازي‌شده از ترانه، نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد."

وارون‌نگاري در آمريکا از دهه? ???? زماني که نهادهاي مذهبي به‌کارگيري‌اش را توسط گروه‌هاي برجسته? موسيقي در راستاي انديشه‌هاي اهريمني دانستند، منشأ کشمکش‌هايي شد، که تظاهرات صفحه‌سوزان و وضع قانون ضد نهان‌سازي در برگردان توسط قانون گذاران ايالتي و فدرال امريکا را در پي داشت.  اينکه نهان‌سازي در برگردان مي‌تواند به ‌صورت زير آستانه‌اي بر شنوندگان تأثير کند يا خير، پرسشي‌ است که هنوز هر دو طرف درگير را مورد چالش قرار داده است."

 

هويت سازي کاذب

به دنبال بر ملا شدن شيادي اين گروه شبه عرفاني کاذب استاد اعظم آنها که از ابتدايي ترين سطح تحصيلات آکادميک نيز برخوردار نبود براي اغواي فريب خوردگان فرقه با پولهاي باد آورده که از کيسه مريدان گمراه جمع آوري شده و در حسابهايي در فرانکفورت و مکانهاي ديگر ذخيره شده بود با ارتباط با چند دانشگاه غير معتبر در کشورهاي آسيا ميانه با پرداخت مبالغ هنگفت به دنبال دريافت دکتري افتخاري مي افتد در حالي که به علت بي سوادي به راحتي مي توانستند در ايننرت با پرداخت مبلغي کمتر چنين مدارک به محتوايي را دريافت کنند در اين خصوص شايد حمايتي که از سوي سرويسهاي جاسوسي اين کشورها به عمل آمده نيز بي تاثير نبوده است.

و شاه بيت سر در آخور بيگانگان کردن براي مطامع دنيا و تفرقه در اين قضيه بروز خواهد کرد زيرا وجه مشترک تمام فرقه ضاله وابستگي به بيگانگان بوده همانطور که در فرقه ضاله اي مانند بهايت و ... مي توان به روشني اين خط سير را مشاهده نمود .

دستگيري استاد! و و نزاع در حلقه‌هاي بعدي بر سر جانشيني

بدنبال دستگيري استاد به جرم دخالت بي مورد در امر درمان و ... ، عده‌اي از افراد معلوم‌الحال که در فعاليت‌هاي اين فرقه فعاليت مي‌کردند، بر سر جانشيني نامبرده به اختلاف و درگيري مي افتند.

اين افراد با بهره‌گيري از نبود نامبرده، شورايي تشکيل داده و نام آن را شوراي وحدت گذاشتند.

اين در حالي است که اقدام افراد مورد اشاره، مخالف با روش و تشکيلات «م. ط» است، چرا که نامبرده بارها خود را تنها فرد داراي صلاحيت براي زعامت اين گروهک مي‌دانسته است.

البته اعمال اين افراد با مخالفت حلقه‌هاي پايين‌تر روبه‌رو شده است، زيرا در اساسنامه اين سازمان که به کادرهاي سطح پايين داده مي‌شود، هيچ چگونه محدوديت يا رابطي براي اتصال به شعور الهي نيست، در حالي که شخص «م.ط» به کادرهاي سطح بالاي خود همواره القا مي‌کرده که بر خلاف اساسنامه، طوري مسأله را جا بيندازيد که کادرهاي پايين، تنها من را رابط اتصال شعور الهي بپندارند.

از سوي ديگر، شخصي معلوم‌الحال که از نزديکان «م. ط» است، در مخالفت با اين شورا مي گويد: در غياب «م. ط»، همه راه‌ها در عرفان کيهاني به او ختم مي‌شود.

از جمله اعمالي که شوراي نامبرده در دستور کار خود قرار مي دهد ، مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

1- ارتباط‌گيري با برخي از هنرپيشه‌هاي دسته سوم

2- ارتباط با چهره‌هاي نيمه مطرح جامعه

3-نامه‌نگاري به مجامع بين‌المللي درباره مظلوم نمايي «م. ط»

4-نامه‌نگاري با برخي از مراجع تقليد، براي القاي اين مطلب که اين فرقه هيچ گونه مشکل عقيدتي نداشته و با مراجع نيز در ارتباط است.

 

شاخه ها و سر پل هاي رسانه اي ارباب حلقه ها!

در اين جا بايد به ناچار  به مقوله اي خواهيم پرداخت که به نوعي، خود رسانه ها نيز در ظهور آن بي تأثير نيستند.

يکي از کارکردها و حرکات فرقه اي، عضوگيري از اشخاصي است که به نوعي در رسانه هاي ديداري و شنيداري حضور داشته و مي توانند، به نوعي از آن رسانه در راستاي اهداف تبليغ فرقه اي بهره ببرند.

با مروري به تاريخ تشکيل فرقه ها، مي توان ديد که هر کدام از اين فرق، با در اختيار قرار گرفتن ابزار رسانه اي موجود، اين کار را انجام داده اند؛ حال آن که گاه اين رسانه مکتوبات بوده و گاه روزنامه و در مراحل بعد، ايجاد شبکه هاي ماهواره اي و حضور در فضاي مجازي.

بسيار روشن است که اين ارباب گم کرده ره ، با توجه به پيشرفت تکنولوژي به سمت ابزارهاي نوين اطلاع رساني روي آورده و در اين ميان، متأسفانه به عمد و در مواردي با سوء استفاده از ناآگاهي همکاران رسانه اي به درج مطالب خرافي اقدام کرده است و صد البته که تشخيص اين امر، نياز به کار کارشناسي دارد تا بتوان به عمق مطالب و اهداف پليد و در پس پرده پنهان آنها پي برد.

در مبحث تشکيلات رسانه اي عرفان حلقه، بايد در مقدمه به استراتژي اين فرقه براي حضور در رسانه ها اشاره کرد؛ از جمله اقدامات آنان، انتشار کتابي در اين باره است که متأسفانه يکي از اساتيد دانشگاه نيز مقدمه اي بر آن نوشته بود؛ البته اين استاد ارجمند، بلافاصله پس از آگاهي از محتوا و اهداف اين فرقه از آنان تبري جسته و اين رخداد را نوعي خدعه از سوي اعضاي اين فرقه خواند.

همچنين در اين باره بايد گفت که اعضاي اين حلقه در مرحله بعد، با شناسايي افرادي که يا خود در مطبوعات مشغول به کار بودند و يا ارتباط هايي در اين زمينه داشتند، اقدام به چاپ و درج نوشتارهاي خرافي خود مي کردند؛ بنابراين، براي روشن شدن ابعاد قضيه به گوشه اي از اين ارتباط ها اشاره مي شود:

1 ـ آقاي «ح.گ» که در يکي از روزنامه ها کار مي کند، با نيرنگ و تغيير نام نگارنده اصلي و درج نام مستعار و تغيير در جمله بندي نوشتاري، اقدام به نشر مطالبي موهن از رهبران فرقه انحرافي حلقه کرده است.

2 ـ يکي ديگر از روزنامه هاي ميانه رو نيز که يکي از اقوام نزديک صاحب امتياز آن از مسترهاي اين گروه بوده و ارتباطي با اين جريان انحرافي داشته، بارها مطالب وهن آميزي از اين فرقه منتشر کرده که البته با آگاهي مديرمسئول اين روزنامه از ماهيت اين فرقه گرايان، همه کانال هاي ورودي مطالب فرقه اي بسته شد.

3 ـ سه نفر ديگر از مسترهاي اين جريان، در يکي، دو خبرگزاري وابسته به نهادهاي دولتي مشغول به کارند.

4 ـ همچنين يکي ديگر از عناصر اين فرقه، در يکي از رسانه هاي آنلاين مشغول کار است.

بنابراين، روشن است که پرداختن به همه ابعاد حرکت رسانه اي اين فرقه گرايان از حوصله اين نوشتار و خوانندگان عزيز بيرون است؛ اما آنچه واقعيت دارد اين که همه ابعاد و زواياي شاخه هاي رسانه اي آنان مشخص شده و در پايان از همه عزيزان و همکاران رسانه اي درخواست مي شود تا به صورت ويژه درباره مطالبي که با موضوعات عقيدتي و ديني عموم مردم در ارتباط است، دقت بيشتري داشته باشند تا ناخواسته در دام هاي شيطاني فرقه گرايان اسير نشوند.

 

شيطنت ياران حلقه براي روي آنتن نگه داشتن ارباب!  

از نکات ديگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتي است که در حوزه سخت افزاري و نرم افزاري بين اين فرقه ها و گروهک هاي محارب وجود دارد و شايد آگهي تبريک گروهک منافقين در چند سال گذشته نمونه خوبي براي تمثيل موضوع باشد/ ضمن اينکه معلوم نيست اين سومين دکتراي افتخاري را کدام موسسه علمي به وي داده است!...

همواره يکي از شاخص ها و کارويژه هاي فرقه هاي انحرافي روي آوردن به جعل و تزوير بوده که اين ويژگي هاي با يک تطبيق تاريخي در همه گروه هاي فرقه گرا قابل اثبات است.

از نکات ديگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتي است که در حوزه سخت افزاري و نرم افزاري بين اين فرقه ها و گروهک هاي محارب وجود دارد و شايد آگهي تبريک گروهک منافقين در چند سال گذشته نمونه خوبي براي تمثيل موضوع باشد.

در همين راستا  فردي با درج آگهي در روزنامه ايران رهبر اين فرقه انحرافي را مورد خطاب قرار داده و به دست آوردن نشان دکتراي افتخاري به وي تبريک گفته است.

و اين در حالي است که اولا ـ « م ط » به دروغ خود را دکتر مي خواند و در مدت اقامتش در ترکيه در هيچ آکادمي يا دانشکده اي اقدام به تحصيل نکرده است، ولي همچنان از اين طريق به فريب اطرافيان خود و مردم مي پردازد.

دوم آنکه در اين اطلاعيه از او به عنوان بنيانگذار فرادرماني و سايمنتولوژي ياد شده که نشان دهنده اصرار اهالي اين فرقه بر دروغ پردازي ها و سرکيسه کردن مردم با چنين القاب و عناويني است و معلوم نيست که طاهري چگونه بدون تحصيلات به افتخار بنيانگذاري علمي رسيده آمده است!

سوم اينکه معلوم نيست اين سومين دکتراي افتخاري را کدام موسسه علمي به وي داده کرده است؟!

با توجه به اين مسأله، در همين راستا چند نکته مهم است:

1 ـ نامبرده با جعل عنوان و مدرک اقدام به سفارش آگهي کرده است.

2 ـ متأسفانه، از حسن نيت همکاران ما در اين رسانه، سوءاستفاده و اقدام به درج مطالب خلاف واقع از يک متخلف شده است.

3 ـ از سوي همکاران رسانه اي درباره اين گونه آگهي ها بايد دقت بيشتري اعمال شود.

به پايان آمد اين دفتر

اين مرشد بي سواد در يک مناظره  در خصوص معناي لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ  گفته بود معني اين آيه  اين است که سن و سالي از خدا نگذشته است و وقتي متوجه خطاي فاحش خود شده و شرمنده شده بود قول داد که حافظ قران شود البته پر واضح است کسي که به گفته خودش 30 سال غوطه ور در افکار ماترياليستي بوده بسيار بعيد است بتواند مبناي توحيدي پيدا کند يا حافظ قران شود اما در ناميدي بسي اميد است اميد است قول خود شان را فراموش نکرده و حداقل تورقي به کلام وحي نمايد شايد مورد لطف و عنايت پروردگار قرار بگيرد.