دین و دینداری در دوره غیبت

امتحان انسان یکی از سنت‏های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه‏های گوناگون انجام می‏گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه‏های مهم غیبت امام زمان (عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت‏به صورت‏های گوناگون صورت می‏گیرد ; از جمله این آزمایش‏ها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقاید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش‏های دینی است .

امام کاظم (ع) در روایتی می‏فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین‏تان جدا سازد . (1)

امام صادق (ع) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می‏فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می‏تواند چنین کاری را با دست‏خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت‏حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند .

در همین زمینه حضرت علی (ع) می‏فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می‏شوند ; گروهی گمراه می‏شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت‏باقی مانند . (2)

از مجموعه این گونه روایات کاملا آشکار می‏شود که در دوره غیبت‏شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزش‏های انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود . با این حال، گروه‏های زیادی علی رغم این سختی‏ها، لحظه‏ای از دین خود دست‏بر نخواهد داشت و با تمام وجود به حفظ ارزش‏ها و احکام الهی، که تضمین کننده سعادت دینا و آخرت انسان است، پافشاری خواهند نمود .

حال این سؤال مطرح می‏شود که مگر در دوران غیبت امام (عج)، اوضاع و شرایط جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: از مجموع روایات و منابع دینی چنین بر می‏آید، عوامل گوناگونی در پیدایش این شرایط مؤثر است، از جمله:

1 . غیبت امام معصوم (ع)

صرف نظر از علت غیبت امام عصر (عج)، به یک معنا ریشه همه گرفتاری‏های مردم در دوران غیبت، به عدم دسترسی به امام معصوم (ع) باز می‏گردد . از این رو، مهم‏ترین وظیفه برای منتظران، دعا برای فرج امام زمان (عج) است، چون با ظهور آن حضرت، مشکلات بر طرف شده و موانع موجود بر سر راه تکامل انسان‏ها تا حدود زیادی بر داشته خواهد شد . در اشاره به گرفتاری‏های دوره غیبت و برکات حکومت‏حضرت مهدی (عج)، در دعای افتتاح می‏خوانیم:

«اللهم نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبتة ولینا و کثرة عدونا . . . پروردگارا به تو شکایت می‏کنیم از نبود پیامبرمان و از غیبت ولی‏مان و از فزونی دشمنان و کمی نفرات پیروان اهل بیت و سختی‏های فتنه و هجوم حوادث بر علیه ما . . .» و در همین دعای شریفه، ضمن آرزوی حاکمیت دولت کریمه اهل بیت، که با ظهور منجی عالم بشریت تحقق پیدا خواهد کرد، می‏خوانیم: پروردگارا! درود بفرست‏بر ولی امرت حضرت قائم (عج)، که چشم امید همگان بدوست و عادلی که جهانیان در انتظار اویند، خداوندا! در روی زمین به او تمکن بخش و او را گرامی ساز و به وسیله او، عزیز و گرامی بودن را به بندگانت ارزانی دار . . . به وسیله او، دین و سنت پیامبرت را پیروزی بخش . خداوندا! ما مشتاق آن دولت کریمه هستیم که به وسیله آن، اسلام را عزیز ساخته و اهل نفاق را خوار، ذلیل خواهی نمود . . .

از دقت در مضامین این تعابیر، به خوبی روشن می‏شود که در نتیجه غیبت امام (عج) دشمنان با انواع دسیسه‏ها و تهاجمات در مسیر هدایت مردم موانع ایجاد می‏کنند و دینداران واقعی را با انواع توطئه‏های فکری و فرهنگی و اعتقادی دچار مشکل می‏سازند .

2 . پیدایش اختلافات فکری و عقیدتی

ایجاد و پیدایش شبهه و فتنه‏های فکری و اعتقادی از جمله خطرناک‏ترین وقایع دوران غیبت است . بسیاری از افراد منحرف و بی تقوا در این دوره، با اهداف دنیا پرستانه‏ای که دارند، گروه‏های مردم را با ایجاد برخی مسلک‏های غلط و منحرف از مسیر راستی مکتب اهل بیت دور می‏سازند و بدین وسیله، موجب تفرقه و به هم خوردن صفوف متحد توده‏های مردم می‏شوند . رواج مرام‏ها و مسلک‏های نادرست و منحرف در نهایت، منجر به تفرقه دینی و گرفتاری مردم به دست زمام داران نا اهل و ناصالح می‏گردد . امام باقر (ع) ضمن اشاره به چنین پیش آمدی می‏فرمایند: در دوران غیبت اختلاف‏های شدید در میان مردم پدید می‏آید و وحدت دینی آنان خدشه دار می‏شود (3) و در نتیجه این اختلافات اعتقادی، مکاتبی پدید می‏آیند که تعداد زیادی از مردم را آن چنان به خود جذب می‏کنند، که راه اهل بیت، که همان اسلام راستین است، بی رهرو می‏گردد . امام صادق (ع) در این باره می‏فرمایند: در زمان غیبت، مردمان را می‏نگری که به پیروی از عقاید و بافته‏های ذهنی یکدیگر می‏پردازند و به پیروی از افراد بدکردار می‏پردازند . در اعمال و رفتارشان از آنان تبعیت می‏کنند . از این رو، راه مستقیم مسلک صحیح شریعت اسلامی بی رهرو می‏شود . (4)

3 . فریفتگی مردم به رزق و برق دنیا

یکی دیگر از گرفتاری‏های مردم در دوره غیبت، گرایش آنان به رزق و برق دنیاست . تعداد زیادی از مردم به دلیل کوتاهی در انجام وظایف مربوط به دوره غیبت و دسیسه‏های پی در پی دشمنان، کم کم از ارزش‏های دینی و فضائل اخلاقی و انسانی دور می‏شود . و در مقابل، در لذات مادی و زینت‏های دنیوی غرق می‏شوند و به اندازه‏ای در این گونه امور افراط می‏کنند که تقریبا مبتلا و مرتکب همه کارهای ناپسندی می‏شوند که از دید شریعت اسلام ممنوع شده است . رسول اکرم صلی الله علیه وآله در این باره می‏فرمایند: برای مردم زمانی فرار می‏رسد که هم و غم آنان فقط شکم شان و ارزش و اعتبارشان به تجملات زندگیشان و . . . دین و آیین شان ثروت و مالشان می‏شود . بدانید که اینان بدترین خلایق‏اند و در نزد خداوند برای آنان هیچ گونه ارج و منزلتی وجود ندارد . (5)

باز در توصیف این عصر، از آن حضرت روایت‏شده است: در آن زمان ربا شیوع پیدا می‏کند، کارها از طریق پرداختن رشوه انجام می‏گیرد و ارزش و اعتبار دین به شدت تنزل پیدا می‏کند . و در مقابل، دنیا در نظر مردم بسیار ارزشمند می‏شود . (6)

آن حضرت درباره رفتار مردم این عصر می‏فرمایند: زمانی بر امت من می‏آید که در آن زمان، دل‏های آنان پلید و آلوده شده، در مقابل ظاهرشان به طمع دینا آراسته می‏گردد . به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی‏بندند، کار آنان ریا و جلوه‏های خوف از خدا در دل آنان راه نمی‏یابد . . . خداوند دعاهای آنان را مستجاب نمی‏کند . (7)

روشن است، همان گونه که امام صادق (ع) فرمودند: در چنین شرایطی، اهل باطل بر اهل حق چیره می‏شوند . منکر و بدی‏ها به صورت آشکار در جامعه مشاهده می‏شود و کسی جرات نهی کردن از آن را پیدا نمی‏کند . اگر کسی به مرتکب منکر اعتراض کند، همه به طرفداری از او برمی‏خیزند و افراد فاسق در ارتکاب به کارهای ناپسند روز به روز گستاخ‏تر می‏شوند و بر این کار تشویق می‏گردند . در مقابل، پیروان حق خوار و کوچک شمره می‏شوند . (8)

چه باید کرد؟

اگر اوضاع و شرایط جهان و افکار و عقاید و اخلاق توده‏های مردم در عصر غیبت امام (عج) رو به انحطاط خواهد بود، پس چه باید کرد؟ ! آیا تلاش برای دینداری و حاکمیت ارزش‏های دینی کاری عبث و بیهوده است؟ ! در نتیجه، ما نیز باید همانند برخی مفسران ناصواب انتظار که معتقدند در دوره غیبت‏باید از هر گونه کار اصلاحی خودداری و فقط منتظر بود تا امام ظهور کنند و اوضاع را سامان بخشند؟ . . .

حقیقت این است که چنین تفکری با روح تعالیم اسلامی منافات دارد ; زیرا اولا، مقطعی از تاریخ احکام و قوانینی اسلامی تعطیلی نمی‏پذیرند . ثانیا، بر اساس مجموعه رهنمودهای اولیای الهی مسؤول زمینه سازی ظهور حضرت از طریق عمل به تعالیم اسلامی هستیم ; یعنی نه تنها جایز نیست از انجام تکالیف دینی کوتاهی کنیم بلکه با توجه به مسائل و مشکلات عصر غیبت و شرایط خاصی که در این دوره پیش می‏آید، به مراتب بیش‏تر، و دقیق‏تر از دوران حضور امام باید به انجام وظیفه بپردازیم . در برخی روایات به این حقیقت تصریح شده است که تا زمانی که آمادگی لازم فکری و اعتقادی و اجتماعی در توده‏های مردم فراهم نشود و یاران با ایمان و شجاع و مخلص تربیت نشوند، زمینه ظهور حضرت فراهم نخواهد شد .

بنابراین، آن دسته از روایات که از سختی‏ها و نابسامانی‏ها دروان غیبت‏سخن به میان می‏آورند، با هدف ایجاد و انگیزه بیش‏تر برای پای بندی به احکام دینی و هشدار نسبت‏به گرفتار آمدن به معضلات فکری، دینی، اجتماعی است .

در روایاتی که سخن از مؤمنان دوران غیبت‏به میان آمده است، از مؤمنان با اوصاف بسیار نیکویی یاد شده است . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‏فرمایند: هر یک از آنان (مؤمنان واقعی دوره غیبت) اعتقاد و دین خویش را با هر سختی حفظ می‏کنند . چنان که گویی درختان خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می‏کند یا آتش پر دوام را با دست نگاه می‏دارند . (9)

روشن است آنان با توجه به مضامین این قبیل روایات، علاوه بر تلاش و کوشش مضاعف، با موانع و مشکلات نیز آشنایی پیدا می‏کنند و پیشاپیش آمادگی‏های لازم را در خود ایجاد می‏کنند . در نتیجه در سخت‏ترین پیش آمدها بر ایمان و عقاید خود پافشاری می‏کنند و در حد توان به زمینه سازی ظهور کمک می‏نمایند . امام سجاد (ع) در توصیف مؤمنان عصر غیبت می‏فرمایند: مردمان زمان غیبت مهدی (عج)، که به امامت آن حضرت پای بندند و همواره در حال انتظار ظهور به سر می‏برند، از مردمان همه زمان‏ها برترند ; زیر خدا چنان درک و فهم نیروی تشخیص آنان را قوت می‏بخشد که غیبت نزد آنان همانند زمان ظهور می‏باشد . . . آنان به حق اخلاص وزرانند . . . (10)

انسان دین دار عصر غیبت، که دسترسی عادی به امام زمان ندارد، بر اساس درک عقلی و تهذیب اخلاق و اندیشه به یقین والایی دست می‏یابد و همواره به دفاع از احکام و عقاید دینی می‏پردازد . این در حالی است که اغلب مردم در رزق و برق و لذات مادی دنیوی غوطه ورند و به احکام و ارزش‏های دینی و فضیلت‏های انسانی بی توجه .

امام صادق (ع) می‏فرمایند: پیامبر صلی الله علیه وآله به علی (ع) فرمودند: یا علی! بزرگ‏ترین مردمان در ایمان و یقین کسانی هستند که در آخر الزمان زندگی می‏کنند، آنها پیامبرشان را ندیده‏اند و امام شان در غیبت‏به سر می‏برد، با این همه، آنان از روی علوم و معارف و کتاب هایی که در اختیار دارند، ایمان آورده و در ایمان خود پایداری هستند . (11)

بنابراین، یکی از راه‏های مهم در امان ماندن از فتنه‏های آخر الزمان، عمل به وظایف و تکالیف دینی و انجام مسئولیت‏های دوران غیبت است . به اجمال برخی از این وظایف عبارتند از:

1 . تلاش برای شناخت‏بیش‏تر امام عصر (عج) ;

2 . خودسازی و تهذیب نفس ;

3 . انتظار فرج امام زمان (عج) ;

4 . سعی در اصلاح وضع جامعه ;

5 . حفظ و تحکیم پیوند معنوی با امام عصر (عج) ;

6 . پیروی از نائبان امام زمان (عج) ;

ضرورت پیروی از علمای متعهد:

از آنجا که در عصر غیبت امام (عج)، تشخیص وظایف و تکالیف دینی برای افراد به راحتی امکان‏پذیر نیست، مسؤولیت تبیین احکام دینی و هدایت مردم و حفظ ارزش‏های اسلامی و دفاع از مکتب اسلام بر عهده عالمان متعهد و با تقوا گذشته شده است . این مرزبانان واقعی مکتب، به عنوان نائبان امام (عج) با به کار بستن توانمندی‏های لازم علمی، که در بخش‏های مختلف علوم اسلامی به دست آورده‏اند، از منابع اصیل دینی یعنی قرآن و سنت، پاسخگوی نیازهای دینی مردم هستند و در راستای حاکمیت احکام و ارزش الهی تلاش کنند . اگر این عالمان، مسؤولیت‏شناس و دلسوز نباشند، توده‏های مردم به راحتی از مسیر صحیح اسلامی منحرف شده، دچار انحطاط فکری و اعتقادی می‏شوند . امام هادی (ع) در روایتی نقش مهم عالمان آگاه و فقهای مسؤولیت‏شناس با تقوا را این گونه توصیف می‏کنند: اگر پس از غیبت قائم آل محمد (عج)، نبودند عالمانی که مردم را به سوی او فرا می‏خوانند و به سوی او راهنمایی می‏کنند و با برهان‏های استوار از دین پاسداری می‏کنند و بندگان بیچاره و ناآگاه را از دام‏های ابلیس و پیروان او و هم چنین از دام‏های دشمنان اهل بیت رهایی می‏بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقی نمی‏ماند . اما علمای دین، دل‏های متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می‏کنند، هم چنان که کشتی بان سکان کشتی را حفظ می‏کند . این دسته از عالمان در نزد خداوند دارای فضیلت و مقام بسیاری والایی هستند . (12)

شرط اصلی حفظ سلامت فکری و عقیدتی مردم در عصر غیبت، نیرویی از این علمای متعهد است . به این امر در بسیاری از روایات اهل بیت نیز تاکید شده است . از جمله امام صادق (ع) می‏فرمایند: از فقهای جامع الشرایط تبعیت کنید، من آنان را برای شما حاکم قرار داده‏ام و آنان منصوب ما هستند . شما موظفید در شرایطی که به ما دسترسی ندارید، به آنان رجوع کنید و به گفته‏های آنا عمل نمایید و حق رد قول آنان را ندارید; چرا که رد آنها، رد ماست و رد ما، رد خداست . (13)

در همین زمینه وقتی از امام عصر سؤال شد که در زمان غیبت‏شما به چه کسانی مراجعه کنیم و در حوادثی که پیش می‏آید از چه کسانی تکلیف کنیم و رهنمودهای چه قشری را وسیله هدایت‏خود قرار دهیم، آن حضرت فرمودند: در حوادثی که برای شما رخ می‏دهد به راویان احادیث‏ها (فقهای جامع الشرایط) مراجعه کنید ; چرا که آنان حجت ما بر شمایند و من حجت‏خدایم . . . (14)

به این ترتیب، برای حفظ عقاید و ایمان مردم، آنان موظف شده‏اند که در عصر غیبت‏به عالمان با تقوا و فقیهان واجد الشرایط مراجعه کنند و معالم دین خود را از آنان بیاموزند و تمام رویدادهای زندگی خویش را هماهنگ با دستورالعمل‏هایی که از متن تعالیم دینی به دست آمده است هماهنگ سازند . . .

بدیهی است اگر مردم در این امر، بدون تقصیر و کوتاهی به انجام وظیفه پرداختند، نه تنها فتنه‏های عصر غیبت و دسیسه‏های دشمنان و مدعیان دروغین دین شناس و . . . صدمه‏ای به دین و اعتقاد آنان نمی‏زند که عملکرد آنان در چهار چوب تعالیم دینی، روز به روز زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) و حاکمیت احکام و ارزش‏های الهی در سراسر جهان فراهم خواهد ساخت .

پی‏ نوشت:

1 . اصول کافی، ج 1، ص 6، 335 .

2 . کتاب الغیبة، 104 .

3 . کتاب الغیبة، ص 235 .

4 . بحار الانوار، ج 52، ص 259 .

5 . منتخب الاثر، ص 438 .

6 . بشارة الاسلام، ص 26 .

7 . بحار الانوار، ج 52، ص 190 .

8 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .

9 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .

10 . کمال الدین، ج 1، ص 320 .

11 . بحار الانوار، ج 52، ص 125 .

12 . الاحتجاج، ج 1 ، ص 9 .

13 . اصول کافی، ج 1، ص 54 .

14 . احتجاج، ج 2، ص 283 .