چرا جوانان

2  وصف جوان
21
 نياز نسل نو
 ياران صبح
 ياران جوان
313 فدايى
 شب واقعه
 دست بيعت
 حضور زنان
 نژادهاى گوناگون
 شعار سپاه
 نشانه ‏ها
 دلباختگى به خدا
 فرمانبرى و شيدايى
 بصيرت و بينش
 قدرت و شجاعت
 دوستى و ايثار
 نظم و ترتيب
 اميران نور
 وارثان زمين
 دولتمردان محبوب
 كاردانى و هوشيارى
  گام در گام گل
 امادگى و انتظار
 رسم دوستى

 

جوانان ياوران مهدي(ع)

 

محمّد باقر پورامينى

 

 

چرا جوانان

 

ياران مهدى عليه السلام همگى جوانند.

اين كلام زيبا و ترجمان سخن مولا على عليه السلام ، ارمغانى براى نسل نو است .

 

كنكاش در شناخت شخصيت جوان و آگاهى از توان و كارآمدى آنان در تاريخ اسلام، چرايى جوان بودن ياران حضرت مهدى موعود عليه السلام را پاسخ مى‏گويد.

 

وصف جوان

 

جوانى بهار سبز حيات است و فصل شيرين زندگى را در جوانى مى‏توان جست. نشاط، شادابى،تلاش، اراده، پشتكار، نيرو، احساس، نوگرايى، فضيلت جويى و ده ها ويژگى ديگر در اين مقطع جلوه مى‏كند .

جرقه‏هاى هويت‏جويى و استقلال‏طلبى كه به نوعى همراه با بازيابى و بازسنجى گذشته خود و جامعه است، نخست در دوران جوانى زده مى‏شود.

و بالاخره اميد به آينده برجسته‏ترين نماى زندگى يك جوان است .او وقتى به حال و شرايط موجود خود عشق مى‏ورزد و از اراده و تلاش برخوردارمى‏گردد كه افق آينده خود را شفاف و روشن ببيند. اين نشاط اميد بخش ، به منزله نيروى محركه‏اى براى حيات و لذت بردن از كار وكوشش است.

 

نياز نسل نو

 

پيام آوران دين به نيازهاى درونى ، خواسته‏هاى عمومى و كارآيى جوانان نظر داشتند و ديگران را به درنگ در نيازهاى اين قشر و رفتار نيك و سرشار از مهربانى با ايشان، فرا خوانده، مى‏فرمودند:

* جوان، نازك دل‏تر از ديگران است

* دلِ جوان، همچون زمين خالى است كه هر چه در آن كاشته شود آن را مى‏پذيرد.

 

* جوانان را درياب! آنان زودتر از ديگران به كارهاى خير روى مى‏آورند.

 

* آداب و رسوم خويش را به فرزندانتان تحميل نكنيد، كه آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده‏اند.

 

پيشوايان ما با توجه به نياز واقعى نسل نو، رهنمودها و برنامه هاى تربيتى خود را در اين محورمتمركز كرده ، به راهنمايى جوانان پرداختند و كانون دل ايشان را با نور ايمان روشن ساخته، منشور زندگى زيبا و جان بخش را به آنان ارزانى داشتند.

 

در پرتو اين توجه برخاسته از زاويه آينده نگرى و آينده بينى، بسيارى از جاذبه‏ هاى انحراف رنگ باخته، دام دزدان دل و انديشه جوان برچيده گرديد. نتيجه اين سيستم تربيتى آن شد كه در هر برهه و دوره‏اى، جوانان پيشتازان پيشرفت دين و كليد كاميابى پيامبران دينى بشمار مى‏آمده‏اند.

 

پيشگامان پيروزى پس از بعثت پيامبر اسلام ، روى آورى جوانان به آيين محمد(ص) دوچندان بود. آنان با الهام‏از فطرت پاك خويش، پيشاهنگ پيروان اسلام گرديده ، با شور و نشاط گرداگرد پيامبر (ص) جاى گرفتند، و با حضور سبز و چشمگير خود، قلب پيام آور وحى را شادمان ساختند، حضورى كه در كلام حضرت محمد(ص)، اين گونه وصف شده است:

 

ان اللّه‏ بعثنى بشيرا و نذيرا، فحالفنى‏الشبان و

خالفنى الشيوخ.

 

خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت، پس جوانان بامن پيمان بستند و ياريم كردند و بزرگسالان به مخالفتم برخاستند. روحيه ايثار و جانفشانى جوانان مهاجر و انصار، دين اسلام را ازگزند خطرات و تهديدهاى دشمنان مصون مى‏داشت، اين حافظان راستين، راست قامت و استوار، حريم دين را پاس داشتند و ازفرمانبرى و يارى پيامبر كوتاهى نمى‏كردند.

على بن ابى طالب عليه السلام سرآمد جوانان مسلمان بود كه مانندى نداشت و نقش نخست را در دفاع از اسلام انجام داد و در تمام صحنه‏ها،بى ادعا اما از سر اخلاص پيشگام بود، همو مى‏گويد:

هنگامى كه همه سستى ورزيدند، به كار پرداختم، وآنگاه كه همه نهان شدند، خود را آشكار ساختم، و چون همه در گفتار درماندند، به گشادگى سخن‏گفتم. و گاهى كه همه ايستادند، به نور خدا در راه‏تاختم. آوايم فروتن از همگان، و رتبتم برتر ازين وآن. در راه فضيلت عنان گشاده راندم، و مركب مسابقت را از همه پيشتر جهاندم. همانند كوهى‏ايستاده بودم، كه تندرش نتواند جنباند، و گردباد نتواندش لرزاند. نه كسى را بر من جاى خرده‏اى بود و نه گوينده‏اى را مجال طعنه‏اى.

ور شوم چون كاه يادم ياد اوست

كوهم و هستى من، بنياد اوست

جز به باد او نجنبد ميل من

نيست جز عشق احد سرخيل من

 

از جوانان ديگرى چون جعفر بن ابى طالب، زيد بن حارثه، مصعب بن عمير، عبداللّه‏ بن مسعود و جابر بن عبداللّه‏ نيز مى‏توان ياد كرد كه در كنار ده ها جوان ديگر انجمن مؤمنان جوان را شكل داده، در ركاب پيامبر جنگيدند و با تصدى مديريت هاى مختلف سياسى، نظامى، قضائى و مذهبى كارآمدى و شايستگى خويش را نشان دادند، وصف حضور زيباى ايشان در اين سخن رسول‏خدا صلي الله عليه و آله وسلم هويداست: به وسيله جوانان يارى شدم.

 

در عهد ائمه اطهار قدس سرهما نيز حضور نسل نو، جلوه‏هاى درخشانى به يادگار گذارد، از آن ميان:

* على عليه السلام با مجاهدت سرداران رشيد و جوانش، حماسه هاى بزرگ دوران حكومت را آفريد.

* حادثه كربلا از نمادهاى ماندگار حضور فعّال و ايثارگرايانه جوانان شيعه است.

.. و امّا نقش جوانان در حوادث و تحولات عصر ظهور حضرت حجّت عليه السلام چگونه خواهد بود.

انزوا، خمودگى و انحطاط !

و يا حضورى پرنشاط، و آكنده از اميد.

اميد به آينده‏اى زيبا! در سايه سپهر سعادت،

حضرت مهدى عليه السلام و حكومت عدالت گستر او.

 

ياران صبح

 

پيشينيان بر آنان سبقت نگرفته‏اند و آيندگان به آنان نخواهند رسيد.

ظهور مهدى عليه السلام با اجتماع ياران او قرين است ؛ اصحاب سختكوشى كه با حضور خود فرمان موعود را لبيك گفته، گرد آفتاب وجودش حلقه مى‏زنند تا در ركاب او وعده الهى را تحقق بخشيده، حاكميت دولت اهل بيت عليه السلام را بر جهان بگسترانند.

صبحى دگر مى‏آيد اى شب زنده داران !

از قلّه هاى پر غبار روزگاران

از بيكران سبز اقيانوس غيبت

مى‏آيد او تا ساحل چشم انتظاران

آيد به گوش از آسمان: اينست مهدى !

خيزد خروش از تشنگان: اينست باران !

 

ياران جوان

 

بيشتر ياران قائم، جوان اند؛ آنگونه كه امير سخن، على عليه السلام بدان بشارت داده است:

ان اصحاب القائم شباب لا كهول فيهم الا كالكحل فى العين أو كالملح فى الزاد، و اقل الزاد الملح.

ياران قائم جوان هستند. در ميان آنها پيرمرد يافت نمى‏شود به جز مانند سرمه در چشم و نمك در طعام، كه كمتر از هر ماده در طعام نمك آنست.

 

موعود نيز هم خود جوان است، و هر چند كه صدها سال از حيات او گذشته، ليك به اعجاز الهى، سيمايش به مانند جوانى خوش چهره مى‏ماند. امام حسن عليه السلام در بيان اين نكته مى‏فرمايد:

خداوند مهدى را به قدرت خويش در سيماى جوانى كمتر از چهل سال آشكار و ظاهر مى‏كند.

به تماشاى طلوع تو، جهان چشم به راه

به اميد قدمت، كون و مكان چشم به راه

به تماشاى تو اى نور دل هستى، هست

آسمان، كاهكشان، كاهكشان چشم به راه

 

313 فدايى

 

ياران مهدى عليه السلام 313 نفر هستند.

به تعداد ياران پيامبر اكرم در جنگ بدر.

و به تعداد ياران طالوت در نبرد با جالوت.

اين رقم در بسيارى از روايات معتبر شيعه و سنّى به ما رسيده است؛از جمله فرمايش پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم :

 

عدد ياران مهدى 313 نفر ـ به تعداد اصحاب بدر ـ است.

و سخن پيشواى ششم عليه السلام :

 

هرگاه 313 نفر ـ به تعداد اصحاب بدر ـ گرد امام جمع شوند، بر حضرت قيام با شمشير واجب خواهد شد.

همچنين در تفسير آيه [الامة المعدودة] به عدد ياران امام اشاره شده است :

 

امام على عليه السلام :

امة معدوده، اصحاب 313 نفره قائم هستند.

امام باقر عليه السلام :

ياران قائم 313 نفرند، قسم به خدا آنان امة معدوده هستند.

 

احاديثى نيز نقل است كه بر رقمهاى چون 5 هزار،
 

10 هزار و 12 تا 15 هزار نفر تاكيد دارد . و يا بر زنده شدن (رجعت) و همراهى بسيارى از برجستگان دين و مؤمنان گواهى مى‏دهد .

 

البته اين ارقام متفاوت و مختلف منافاتى با رقم واقعى اصحاب امام زمان ندارد، بلكه 313 نفر، همان ياران اصلى ونخست امام بوده، كه با گردآمدن ايشان، دعوت قائم عليه السلام آغاز مى‏شود و سپس با جذب و گردآمدن ديگر دوستان و ارادتمندان مهدى عليه السلام ، حركت شكل مى‏گيرد . كلام امام صادق عليه السلام بر اين نكته اشاره دارد كه: پس از اجتماع 313 يار، امام تا هنگام گردآمدن ده هزار نفر، در مكه اقامت كرده، و پس از كامل شدن راهى مدينه مى‏شود.

 

امام جواد عليه السلام به صحيفه مختومه اى اشاره مى‏كند كه در آن مشخصات ياران مهدى عليه السلام ثبت است:

 

همراه قائم عليه السلام صحيفه مهر شده‏اى هست كه اسامى يارانش همراه با ويژگيها، شهر، آراستگيها و كنيه‏هايشان در آن نوشته شده است.
 

 

شب واقعه

 

حادثه موعود از يك شب جمعه‏ اى آغاز مى‏شود.

بيا كه رايت منصورِ پادشاه رسيد

نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد

جمال بخت ز روى ظفر نقاب انداخت

كمال عدل به فرياد دادخواه رسيد

ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن

قوافل دل و دانش،كه مرد راه رسيد

كجاست صوفى دجّال چشمِ ملحد شكل

بگو بسوز كه مهدىِّ دين پناه رسيد

امام زمان، در ميان درب خانه خدا و در كنار ركن و مقام مى‏ايستد و آنگاه بانگ بر مى‏آورد:

 

اى فرماندهان من!

اى نزديكان من !

اى كسانيكه خداوند پيش از ظهور من آنها را براى‏يارى من در روى زمين ذخيره كرده است !

بسوى من بشتابيد و به فرمان من گردن نهيد.

صداى آن حضرت در شرق و غرب جهان به گوش يارانش مى‏رسد و آنها كه در محرابهاى خود و يا بر فراز رختخوابهاى خود هستند در يك لحظه بانگ
 

امام را مى‏شنوند و به سوى او مى‏شتابند.

 

مبدء حركت ياران از سراسر جهان، و مقصد شهر شريف مكّه است :

 

در حاليكه جوانان شيعه در پشت‏بام خانه هايشان‏خوابيده‏اند يكمرتبه چون قطعه هاى ابر پاييزى در يك شب از تيره‏هاى مختلف بدون وعده قبلى بسوى‏صاحبشان برده مى‏شوند صبح همگى خود را در مكه معظمه مى‏يابند و دور شمع وجودش گرد مى‏آيند.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

 

هنگاميكه به امام زمان اذن ظهور برسد خدا را بااسم اعظمش مى‏خواند و همه يارانش از سراسرجهان گرد مى‏آيند كه آنها ياران پرچمدار او هستند.گروهى از آنها شبانه از بسترهايشان ناپديد مى‏شوند وصبح در مكه حاضر مى‏شوند و برخى از آنها آشكارا ديده مى‏شوند كه روى ابرها راه مى‏روند.


پيشگويى از حضور سريع و اعجازگونه ياران مهدى در سخنان ائمه اطهار عليهما السلام بسيار بيان شده است، از جمله امام على عليه السلام مى‏فرمايد:

 

آنها شبانه از بسترهايشان ناپديد مى‏شوند وصبح در مكه حاضر مى‏شوند و برخى از آنها در روزروشن بر فراز ابرها راه مى‏روند آنها با نام، نام پدر، لقب‏و ديگر خصوصياتشان شناخته مى‏شوند.

امام رضا عليه السلام در تفسير آيه [اينما تكونوا يأت بكم اللّه‏ جميعا] بر اين مهم اشاره مى‏نمايد:

 

همانا قسم به خدا آن هنگام كه قائم قيام كند، خداوند ياران شيعه را از سراسر دنيا گرد مى‏آورد

 

امام صادق عليه السلام از حضور همه ياران در شب موعود، چنين خبر مى‏دهد:

 

خداوند آنها را در يك شب جمعه در مكه معظمه و در بيت اللّه‏ الحرام‏گرد مى‏آورد كه حتى يك نفر از آنهاتخلف نمى‏كند، آنگاه در كوچه هاى مكه به راه مى‏افتند تا براى خود سُكنايى پيدا كنند، مردم كه افرادناشناسى را در ميان خود مى‏بينند ـ در حاليكه از ورود هيچ قافله‏اى به قصد حج عمره، تجارت و غيره‏اطلاعى ندارند ـ از اين رهگذر به يكديگر مى‏گويند :افراد ناشناسى مى‏بينيم كه تا به امروز در اين شهر آنهارانديده‏ايم ! اينها اهل يك شهر و يك قبيله و يك تيره و يك نژاد نيستند و خود هيچ اهل و عيال و وسيله ومركبى همراه ندارند.

 

دست بيعت

 

مسجد الحرام، مكان ديدار ياران با مهدى موعود عليه السلام و انجام بيعت با حضرت است.

شب وصلست و طى شد نامه هَجر

سلام فيه حتّى مطلع الفجر

313 نفر در همين مسجد شما ـ مكه ـ گرد مى‏آيند كه مردم مكه مى‏دانند كه از پدران و نياكان آنان متولدنشده‏اند.

 

نخستين كسى كه با مهدى عليه السلام بيعت مى‏نمايد، جبرئيل امين است ؛ همان فرشته وحى و حامل علم الهى،كه از سوى خدا تمام نعمتهاى علمى و عطاياى معنوى از اوست. پس از بيعت او، 313 يار جوان با امام زمان عليه السلام بيعت كرده، پيمان وفادارى و اطاعت با او مى‏بندند.

 


 
بنا بر گفته امام باقر عليه السلام ، محل بيعت بين ركن و مقام است.

 

 

حضور زنان

 

زنان متعهّد در طول تاريخِ حماسه‏ها و قيام‏ها، نقش چشمگيرى داشته، پيام آور حضور توأم با عزّت و عفّت بوده‏اند.

وجود پنجاه زن جوان در ميان 313 يار امام زمان عليه السلام ، حكايتگر جايگاه ويژه آنان در عصر ظهور است.

امام باقر عليه السلام :

سوگند به خدا، سيصد و سيزده نفر بدون وعده پيشين گرد مى‏آيند، در ميان آنان پنجاه زن هست.

بى شك كارآمدى زنان در عرصه هايى جلوه مى‏نمايد كه با سرشت و طبيعت ايشان سازگار باشد، از اين رو سرپرستى و انجام امور بهداشت و درمان را مى‏توان يكى از كاركردهاى آنان نام برد.

 

اين نكته را از سخن امام صادق عليه السلام پيرامون آن دسته از زنانى كه رجعت نموده، و در زمره ياران عمومى مهدى عليه السلام قرار مى‏گيرند، مى‏توان فهميد، امام مى‏فرمايد :

همراه مهدى عليه السلام سيزده زن هستند. آنان مجروحان را مداوا مى‏كنند و از بيماران جنگى پرستارى‏مى‏نمايند، چنان چه زنان در زمان پيامبر اسلام (ص)همراه او بودند.

 

نژادهاى گوناگون

 

اصحاب قائم عليه السلام از نژاد خاص، قبيله‏اى باسابقه يا كشورى معروف گزينش نمى‏گردند، زيرا اين نهضت يك قيام عدالت گسترانه است .و در راستاى تحقق اسلام ناب، نژادپرستى در آن جايى ندارد.

ياران امام زمان عليه السلام از سراسر جهان و دورترين شهرها و به تعبير روايات از اقاليم الارض و اقصى البلاد گرد هم مى‏آيند.

امام صادق عليه السلام از حضور تعدادى از اهل نوبه ـ كه به ظاهر سياه پوستند ـ در ميان ياران مهدى خبر مى‏دهد.

اگر در روايات بر عجم (غير عرب) بودن ياران موعود اشاره شده است، جداى از تاكيد بر شايسته گزينى، دليلى بر مبارزه با قوميت گرايى است؛ ويژگى منفى اى كه اعراب و بسيارى از نژاد ها بر آن پاى مى‏فشارند .

 

البته به جز 313 يار اصلى، اعراب مؤمن و لايق در زمره اصحاب عمومى مهدى عليه السلام خواهند بود.

 

شعار سپاه

 

شعار هر جمع و سپاهى برخاسته از بينش، معرفت و شعور آنان است و سمت و سوى حركت ايشان را عيان مى‏سازد.

يا لثارات الحسين يكى از شعارهاى نمادين و برجسته ياران مهدى عليه السلام است .

يعنى: اى خونخواهان حسين عليه السلام ! بپاخيزيد.

اين شعار انتقام ـ كه يكى از محورى ترين آرمانهاى شيعه در راستاى اصلاح امت، پيرايش انحراف و شكل‏گيرى يك جامعه دينى در سراسر
 
جهان است ـ سرداده خواهد شد، و به قرنها انتظار پايان خواهد داد؛ انتظارى كه همواره با اين دعا همراه بوده است :

أينَ الطّالبُ بِدَمِ المَقتُولِ بِكَربَلآء

كجاست آن كه از خون شهيد كربلا انتقام خواهد كشيد.

 

أنْ يَرزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ امامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أهلِ بَيتِ مُحَمّدٍ صلى اللّه‏ُ عَليهِ وَ آلِه

ازو درخواست مى‏كنم كه روزىِ من گرداند تا با امام منصور از اهل بيت محمد (ص) خونخواه تو باشم .

 

نشانه ‏ها

 

پدر و مادرم فداى يك گروه اندكى باد كه اسامى آنها در آسمانها معروف و در زمين ناشناخته است.

زيبايى شناسى شخصيت اصحاب، هر شيفته‏اى را به شناخت جلوه هاى رفتارى و توانمنديهاى ايشان مى‏كشاند .

 

بى شك نشان يار موعود بر سينه اصحابى زيبنده خواهد بود كه ويژگيها و برجستگيهاى خاص، آنانرا از ديگران ممتاز ساخته باشد .

ستاره‏ها همه شب زنده دار خورشيدند

كه تا طلوع سحر،بيقرار خورشيدند

ز جلوه‏هاى رخ تابناكشان پيداست

كه اين خجسته دلان از تبار خورشيدند

جلوه هايى از نشانه ها و اوصاف ياران جوان را در كلام حياتبخش معصومان نظاره مى‏كنيم :

 

دلباختگى به خدا

 

خداجويى، پارسايى و پيوند با پروردگار، با حيات ياران موعود آميخته است؛ امير مؤمنان عليه السلام آنان را گنج ناميده، ميفرمايد:

مردانى مومن هستند كه خداى را به شايستگى شناخته‏اند.

على عليه السلام ضمن تشبيه دل ايشان به مشعلهاى نورانى، از ذكر پيوسته آنان ياد مى‏كند:

 

بر فراز مركبها، خدا را تسبيح مى‏گويند.

 

امام صادق عليه السلام در وصفشان مى‏فرمايد:

 

مردانى كه گويا دلهايشان پاره‏هاى آهن است، غبار ترديدِ در ذات مقدس خداى خاطرشان را نمى‏آلايد. سبك خواب و شب زنده دارند و در نماز بسان زنبورعسل زمزمه مى‏كنند.. همانند چراغهاى فروزانند؛گويادلهايشان نورباران است، از ناخشنودى پروردگارشان هراس دارند، براى شهادت دعا مى‏كنند و آرزومندكشته شدن در راه خدايند.

و حضرت باقر عليه السلام نيز از مناجات مريد و مراد مى‏گويد:

 

(مهدى عليه السلام ) چون بر فراز نجف برآيد، به ياران‏خطاب كند: امشب را به عبادت به روز آوريد، آنان برخى در ركوع و برخى در سجده شب را به سحر مى‏رسانند وبه درگاه خدا تضرع مى‏كنند.

اين ويژگى، برخاسته از قابليتهاى معنوى ايشان است؛ آنگونه كه امام حسن عسكرى عليه السلام مى‏فرمايد:

 

خداوند آنان را از سرشتى پاك و ريشه‏اى پاكيزه و گرانبها آفريده است، دلهايشان از كينه و دشمنى‏پيراسته، رخسارشان براى پذيرش حق آماده است و سيمايشان با نور فضل و كمال آراسته، آيين حق رامى‏پرستند و از اهل حق پيروى مى‏كنند.

و براستى ايشان،تفسير اين كلام مولايمان على عليه السلام
 

هستند كه:

ديده هاشان به تفسيرِ قرآن كه شنوند روشن شود، بام و شام جامهاى حكمت نوشتند (و در تكميل نفس بكوشند).

مردان خدا جز زخدا دل ببريدند

در آينه جز چهره محبوب نديدند

چون عاشق دلخسته كشيدند بسى هجر

تا جام وصال از كف معشوق چشيدند

 

فرمانبرى و شيدايى

 

آنان در اطاعت و پيروى از مهدى عليه السلام زبانزدند، بدان حد كه :

در برابر فرمان امامشان از بنده مطيع، مطيع‏ترهستند.

و در توصيفى ديگر:

پر تلاش و كوشا در پيروى از (امام) مى‏باشند.

عشق و شيدايى ياران، به عنوان شيرازه اصلى اين پيوند، فرمانبرى را با دل تك تك ايشان گره مى‏زند، اين دلبستگى در كلام پيشوايان معصوم چنين تبيين
 

شده است :

سوارانى با نشان و پرچم، براى تبرّك دست بر زين‏مركب امام مى‏سايند و در گرد امام مى‏درخشند، با جان و دل او را در جنگها يارى كرده، و آنچه طلب كند، كفايت مى‏كنند.

و در منظر امام على عليه السلام :

 

به هنگام نبرد، پروانه وار شمع وجود امام را درميان گرفته، محافظت مى‏كنند.

يك قطره چشيديم ز ميناى محبت

گشتيم فنا در دل درياى محبت

از خويش رهيديم و به دلدار رسيديم

تا گام نهاديم به صحراى محبت

امام جواد عليه السلام نيز به سختكوشى آنان در پيروى از مهدى عليه السلام اشاره مى‏نمايد:

 

آنها سلشحورانى شجاع هستند كه در اطاعت خدا و قائم سختكوشند.

همچنين امام حسن عسكرى عليه السلام در وصف ياران مهدى عليه السلام اينگونه با فرزند خود سخن مى‏گويد:

 

روزى را مى‏بينم كه پرچمهاى زرد و سفيد در كنار كعبه به اهتزاز در آمده، دستها براى بيعت، پى در پى‏صف كشيده‏اند، دوستان باصفا كارها را چنان به نظم و ترتيب درآورده‏اند كه همچون دانه‏هاى دُرّ گرانبها كه دررشته‏اى قرار گيرند، شمع وجودت را احاطه كرده‏اند ودستهايشان براى بيعت با تو در كنار حجرالاسود به هم مى‏خورد.

 

بصيرت و بينش

 

آگاهى و روشن بينى همراهان مهدى عليه السلام سبب مى‏شود كه آنان اسير تندباد ترفند، شايعه و تهديد نگشته، تن به شبهه و شك ندهند و با بيمه بصيرت، صراط مستقيم را بپيمايند و فتنه‏هاى كور را از بُن بركنند .

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد :

چون فرمان خدا آزمايش را به سر آورد، شمشيرها در راه حق آختند و بصيرتى را كه در كار دين داشتند آشكار كردند، طاعت پروردگارشان را پذيرفتند و فرمان‏واعظشان را شنيدند.

 

قدرت و شجاعت

 

ياران مهدى عليه السلام توان و قوت چهل مرد دارند؛ شيران ميدان رزمند و جانهايشان از خار سنگ محكم‏تر.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

لوط پيامبر از اين سخن خود كه به دشمنان گفت: اى كاش نيروى قدرتمندى عليه شما داشتم يابه استوانه‏اى محكم پناه مى‏بردم آرزوى نيرويى همانند نيروى قدرتمند مهدى موعود عليه السلام و ياران او را داشت، كه يك تن از آنان توان چهل مرد را دارد، آنان دلهاى استوارتر از پاره‏هاى آهن دارند و چون از برابركوه ها بگذرند صخره‏ها به لرزه در آيند، شمشيرهارا غلاف نمى‏كنند تا آن هنگام كه خداوند بخواهد و خشنود شود.1

امام ششم در گفتارى ديگربه اين نكته اشاره مى‏نمايند كه:

 

ياران قائم هريك توان خود را برابر با سيصد نفر مى‏بيند.

بى شك اين دو تشبيه، از قدرت فراوان آنان حكايت دارد .

 

پيامبر(ص) اصحاب موعود را از بهترين سواركاران روى زمين مى‏داند.

امام‏ باقر عليه السلام در بيگانه بودن آنان با ترس، چنين بيان مى‏دارد :

هنگاميكه قائم ما قيام كند و مهدى ظهور نمايد، جرأت و دليرى هر يار او از شير بيشتر مى‏گردد.

آنان بى محابا در صحنه كارزار مى‏تازند زيرا كه:

دلهايشان چون قطعه فولاد مى‏شود كه اگر با آن دل، خود را به كوه بزنند آنرا از جاى مى‏كَنند.

دلهايى چون پولاد دارند، در هر سو ـ تا مسافت يك ماه‏ـ ترس بر دلهاى دشمنان سايه مى‏افكند.

 

پيشواى پنجم در تفسير آيه [أُولِى بَأسٍ شَدِيدٍ] مى‏فرمايد:

 

همانا قائم و يارانش هستند ؛ آنان سخت ‏نيرومندند.

البته راز توانمندى و دليرى ياران جوان مهدى عليه السلام در درك طبيب دلها و حضور در محفل شفابخش جانها نهفته است :

هر كس كه قائم اهل بيت مرا درك كند، اگر بيمارباشد بهبودى مى‏يابد و اگر ناتوان باشد نيرومند مى‏شود.1

جگر پر درد و،دل پرخونم اى دوست!

مرا پرسى كه چونى؟ چونم اى دوست؟!

شنيدم : عاشقان را مى‏نوازى

مگر من زآن ميان بيرونم اى دوست؟!

نگفتى : گر بيفتى گيرمت دست ؟

ازين افتاده‏ تر كاكنونم اى دوست؟!

 

دوستى و ايثار

 

لطف و صفا بر دوستى ياران صبح سايه مى‏گستراند، بدان حد كه تفسير واقعى همدلى و همرازى را مى‏توان در آيينه اُنس آنان نظاره كرد؛

پيشواى يازدهم عليه السلام ايشان را دوستان باصفا مى‏نامد.

امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:

 

زمان قيام قائم، دوران رفاقت و همدلى فرا رسد ؛ مرد به سراغ مال برادر رفته حاجت خود برگيرد و احدى او رامنع نكند.4

اوج محبت ايشان در اين كلام معصوم جلوه‏گر است:

 

گويا يك پدر و مادر آنان را پرورانده‏اند، دلهاى آنان از محبت و خيرخواهى به يكديگر آكنده است.

پيامبر بزرگ اسلام (ص) اين انس و الفت را يك عطيه الهى دانسته، مى‏فرمايد:

خداوند دلهاى آنها را با هم مهربان مى‏كند.

 

نظم و ترتيب

 

يكپارچگى و هماهنگى، تدبير و نظم، سيره عملى و پيام رفتارى ياران مهدى عليه السلام است، حركت و سكون، آرامش و پيشرفت و عملكرد آنان با نظم آراسته شده است؛ شيوه پسنديده‏اى كه اميرمؤمنان عليه السلام از آن چنين ياد مى‏كند:

گويا آنان را مى‏نگرم؛ زى و هيأتى يكسان، قد و قامتى برابر، در جمال و برازندگى همانند و هم لباسند.

امام حسن عسكرى عليه السلام نيز اين ويژگى ياران را به فرزند دلبندش خبر مى‏دهد :

 

دوستان باصفا كارها را چنان به نظم و

ترتيب‏درآورده‏اند كه همچون دانه‏هاى دُرّ گرانبها كه دررشته‏اى قرار گيرند، شمع وجودت را احاطه كرده‏اند.

 

بى مرگ سواران شب حادثه هاييد

خورشيد نگاهيد و در آفاق رهاييد

مرداب كجا فرصت پيدا شدنش هست

آنگاه كه چون موج از اين بحر برآييد

در سينه تان زهره صد موج نهفته است

حالى كه سبك بارتر از ابر شماييد

شب تا برسد ياد شما مى‏رسد از راه

در ياد شماييم كه آيينه ماييد

 

اميران نور

 

خداوند شرق و غرب جهان را بدست آنها فتح مى‏كند.

پس از استقرار حاكميت دولت عدالت گستر اهل بيت عليهما السلام در گيتى بدست قائم آل محمد(ص)،اداره سياسى هر بخش از ساختار مديريتى حكومت مهدى عليه السلام به عهده يارى از ياران او گذارده مى‏شود؛ جلوه هايى از توان مديران جوان را نظاره مى‏كنيم:

 

وارثان زمين

حاكميت عدل و برچيده شدن ظلم، يك وعده حتمى الهى است كه با ظهور موعود، جهان شاهد تحقق

اين بشارت خواهد بود: [وَ لَقَد كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الارْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّالِحُونَ]

و به تحقيق، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

 

شكافنده دانش و مفسر راستين قرآن، امام محمد باقر عليه السلام در تفسير اين آيه مى‏فرمايد:

همانا (مراد از اين آيه) مهدى عليه السلام و يارانش مى‏باشند.

رهگذر درنگى كن باز هم بهار آيد

ياسمن زند لبخند نسترن به بار آيد

مى‏رود خزان اينك تا به لطف فروردين

نقش زندگانى در قاب روزگار آيد

باغ را به بر زيبد غنچه‏هاى داودى

سبزه را سزاوار است لاله در كنار آيد

ابر در خروش آيد خون گل به جوش آيد

با سپاه اهريمن روزِ كارزار آيد

آب را به خاك افشان باغ را گلاب افشان

مژده ده گلستان را صبح ماندگار آيد

رهبرى كند خورشيد كاروان گلها را

تا به باغ پيروزى گل به جاى خار آيد

 

دولتمردان محبوب

 

ياران موعود حاكمان و دولتمردان حكومت جهانى حضرت حجّت عليه السلام هستند؛ كارگزارانى توانا كه مردم به حاكميت آنان خرسندند.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد :

در ميان شيعيان ما در حكومت قائم عليه السلام افرادى هستند كه اركان و حاكمان زمين‏اند و به هر يك از آنها توان چهل مرد داده شود.1

ايشان بر اريكه دل مردم جهان حكم مى‏رانند، بدان حد كه پيروى و همسويى يك ارزش همگانى شمرده خواهد شد حتى براى طبيعت !

 

امام باقر عليه السلام چنين بيان مى‏دارد:

هيچ چيزى در جهان باقى نمى‏ماند مگر آنكه مطيع و پيرو (ياران موعود) خواهد شد، حتى حيوانات زمين وپرندگان آسمان! همگان رضاى ايشان را در هر امرى جستجو مى‏كنند؛ بخشى از زمين بر جاى ديگرمباهات مى‏كند و مى‏گويد: امروز يكى از ياران قائم عليه السلام بر من گام نهاد و از اينجا گذشت!.

امام در فرازى ديگر مى‏فرمايد:

 

گويا ياران مهدى عليه السلام را مى‏بينم كه بر شرق و غرب عالم مسلّط شده‏اند و هيچ چيزى نيست مگر آنكه‏مطيع آنها مى‏باشد.1

امام صادق عليه السلام نيز از حكمرانى آنان مى‏گويد:

 

آنها پرچمدارانى هستند كه از جانب خدا در روى زمين بر بندگان او حكومت مى‏كنند.

با توجه به گونه هاى مختلف اداره و سرپرستى در ساختار مديريتى مهدى عليه السلام ، حضور اصحاب موعود نيز بر اساس شايستگى و كارآمدى، متنوع مى‏باشد، در روايت ذيل به يكى از مديريتها اشاره شده است :

 

آنان قاضيان و حاكمان بر روى زمين اند.

 

كاردانى و هوشيارى

 

اين ويژگى مهم را نخست از منظر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم مى‏نگريم:

ايشان مردانى كاردان و كارسازند.

امام باقر عليه السلام در بيان هوشيار بودن ياران،
 

مى‏فرمايد:

 

خداوند آنان را در كتاب خود، هوشيار توصيف كرده است: [إنَّ فِى ذَلِكَ لاياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ]

مثل درخت و سنگ

در رهگذار باد

در انتظار آمدنت

ايستاده ايم

فردا به شهر نور مى‏آيى

از راه ستاره

از راه آفتاب

با دشمنان چو موج خروشان

با ما ولى

به مهربانى يك جويبار نرم

رفتار مى‏كنى

[و ما ارسَلناكَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمين].

 

گام در گام گل

 

خدايا، درود فرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان، و مرا از ياران، پيروان، مدافعان و نصرت كنندگانش قرارده، از آنان كه در ركابش شربت شهادت مى‏نوشند، باشوق و رغبت، بى هيچگونه كراهت.

هاديان، همواره آرزومند همراهى آن حضرت بوده‏اند و همه گاه دوستان و شيفتگان را بر گام در گام گل نهادن توصيه فرموده‏اند.

مصلحت ديدِ من آنست كه ياران همه كار

بگذارند و خم طرّه يارى گيرند

خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقى

گر فلكشان بگذارد كه قرارى گيرند

 

آمادگى و انتظار

 

انتظار و آماده بودن نخستين شرط وفادارى است، آراستگى رفتار وپيرايش كردار و همانندسازى جلوه‏هاى زندگى با الگوهاى پذيرفته شده امام، نمادهاى آمادگى است.

هر يك از شما خودش را براى خروج قائم آماده كند و لو با تهيه يك تير، كه اگر خداوند اين آمادگى را در نيت شما ببيند اميدوار هستم كه خداوند در اجلتان مهلت دهد تاظهور او را درك كرده از اعوان و انصار آن بزرگوارباشيد.1

زيباترين اثر انتظارِ همراه با آمادگى، شكل دهى شخصيت و ساماندهى زندگى بر اساس معيارهاى دينى است، در اينصورت شايسته اين بشارت خواهيم بود:

 

خوشا بحال پيروان قائم ؛ آنانكه در دوران غيبت، ظهورش را به انتظار مى‏كشند و در عصر ظهورش درپيروى از او پاى مى‏فشارند، آنان اولياء خداوند هستند كه نه ترسى در دل و نه از چيزى واهمه دارند.

 

رسم دوستى

 

دوستى مهدى موعود عليه السلام ، همراهى و متابعت او را مى‏طلبد تا توفيق يار بودن به جوان ارزانى داده شود، بنابراين با درنگ در نشانه‏ها مى‏توان خود را محك زد، ناسره را زدود و حريم دل را براى درك قائم آذين بست و به انتظار موعود مهيّا شد ؛ انتظارى كه امام صادق عليه السلام چنين از آن ياد مى‏كند:

بخدا سوگند من اگر آن روز را درك مى‏كردم جانم را براى حضرت صاحب الامر عليه السلام فدا مى‏كردم.1

و در گفتارى ديگر مى‏فرمايد:

 

اگر او را درك مى‏كردم، تمام عمرم را در خدمتگذارى او مى‏گذراندم.

اين كلام اميرمؤمنان على عليه السلام را مى‏توان به عنوان منشور جوان، دليل و راهنماى راه دانست ؛ چه در عصر غيبت و چه در عصر ظهور ؛ امام فرمود:

 

از او تخلف نكن اگر او را درك كنى، از او مگذر اگر بسوى او هدايت شدى.

عاقبت جوينده يابنده بود

سايه حق بر سر بنده بود

گفت پيغمبر كه چون كوبى درى

عاقبت زآن در برون آيد سرى

چون نشينى بر سر كوى كسى

عاقبت بينى تو هم روى كسى

 جمله دانند اين اگر تو نگروى

هرچه مى‏كاريش روزى بِدْرَوى

 

كلام را با چند فراز از دعاى عهد به پايان مى‏بريم؛

 

* بارخدايا! ما را از ياوران و كمك كنندگان و مدافعان وى قرار ده ؛

آنانى كه :

از پى انجام مقاصدش شتافته،

اوامرش را امتثال كرده،

به حمايت او برخواسته

و به سوى اراده‏اش مشتاقانه سبقت مى‏گيرند.

و در حضور حضرتش به درجه رفيع شهادت مى‏رسند.

* پروردگارا! اگر ميان من و او مرگ جدائى افكند، پس مرا از قبر برانگيز ؛ در حالى كه كفنم را ازار خود كرده و شمشيرم را از نيام بركشيده و لبيك گويان
دعوتش را ـ كه اطاعتش بر تمام مردم شهر و ديار عالم لازم است ـ اجابت كنم .

* اى خدا!

آن طلعت بلند بالا و چهره زيبا را به من بنما،

و او را از پرده غيبت پديدار كن،

و بر چشمانم با نگاهى كه بر او مى‏افكنم سرمه كش.

آمين ربّ العالمين