رايت با مهابت رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)

حضرت امام محمّد باقر عليه السلام:
 اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ عَلَيْهِ السَّلامُ ظَهَرَ بِرايَةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه.(1)
هنگاميكه حضرت قائم عليه السلام ظاهر شود، با پرچم رسـول الله صلى الله عليه وآله ظهـور نمـايد.
در اولين روياروئى دولت اسلام با حكومت كفر و شرك يعنى روز بدر، حضرت جبرئيل امين عليه السلام پرچمى را كه تار و پودش از برگ هاى بهشتى در هم آميخته بود بر رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرود آورد و آن سرور، آن را گشودند.بعد از فتح بدر آن را پيچيده به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام دادند. حضرتش در جنگ بصره گشودند و هماى فتح و ظفر بر سر آنان سايه افكند، سپس آن را پيچيده و نزد ائمه هُدى دست به دست تا به دست يگانه پرست بزرگترين پرچمدار فتح و پيروزى حضرت قائم آل محمّد عليه السلام رسيد و چون بپاخيزد بازش نمايد و به اهتزازش در آورد.
1 ــ بحار الانوار: ج 52 ص 351.
از شگفتى هاى اين رايت اين كه چون گشوده شود از يك ماه راه، ترس و هراس و رعب از چپ و راست و پيش رو و پشت سرش مانند آتش سوزنده و برق جهنده بر جان دشمنان مى افتد، و آنان را از هرگونه تحرك و اقدام باز مى دارد و اراده را از آنان سلب مى كند و روى به هر كه گذارد هلاكش را به دنبال دارد.(1)و به دنبال اين رعب و وحشت دشمن، اين نسيم فتح و پيروزى و ظفر است كه پرچم به اهتزاز در آمده اش را به آن سو و اين سو حركت مى دهد.آرى آن پرچمى كه در اول غربت اسلام گشوده گشت و عطر و شميم فتح و ظفر را به ارمغان آورد، بعد از غربت دوباره اسلام يك بار ديگر باز شود و اين بار ديگر پيچيده نخواهد شد و اين يگانگى پرچم در ابتداء و انتهاء در بدو طلوع نور و پس از زمان ظهور، نشانه اى بزرگ براى اهل ايمان است كه اين حكومت، همان شجره طيبه اى است كه ريشه آن با خون شهداى بدر آبيارى شد و اكنون شكوفا گشته و به ثمر رسيده است.و اين باغبان; يادگار همان پيشواى با فرّ و جاه اسلام حضرت رسول اكرم محمّد بن عبدالله صلى الله عليه و آله است.
سلام خدا و ملائكه و مردمان بر اولين و آخرين اين خاندان.
1 ــ  راية رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) نزل بها جبرئيل يوم بدر سير به... نشرها رسول الله يوم بدر ثم لفّها و دفعها إلى على (عليه السلام) فلم تزل عند على (عليه السلام).... و هى عندنا هنا. لا ينشرها أحد حتّى يقوم القائم (عليه السلام)، فاذا قام نشرها.... و يسير الرعب قدّامها شهراً و وراءها شهراً و عن يمينها شهراً.
   بحار الانوار: ج 52 ص 360 .
سفر بر پشت ابر!
حضرت امام محمّد باقر عليه السلام:
اَما اِنَّهُ سَيَرْكَبُ السَحابَ.(1)
او به زودى بر پشت ابر سوار شود
همه چيز و همه كس بايد دست در دست هم دهند، و در خدمت او در آيند، تا وعده الهى تحقق يابد.ابرهاى پر رعد و برق و سخت و صعب و سنگين در زير پاى سلطان عصر عليه السلام نرم و راهوار شوند به گونه اى كه بر بساط ابرها نشيند و در عالم سير كند.آرى ابرهائى كه از بلند پروازى، خود را تا سينه افق بالا كشيده اند و از سختى غرش رعد و تيزى برق جهنده و گيرنده خويش، دل ها را ذليل و هراسان خويش مى كنند، چون نوبت به آن عزيز مقتدر مى رسد سر تسليم به زير پايش فرود آورند و مركب رام و راهوارش گردند و به هركجا كه اراده فرمايد سيرش دهند.اگر چه براى ذوالقرنين نيز ابرها مسخر شدند، اما ابرهاى لطيف و نرم و آرام و بدون رعد و برق و اگر مى خواست بر پشت ابرهاى صعب و سخت و سنگين نشيند، برايش ميسّر نمى شد، زيرا كه آن ها فقط ذليل زير پاى هماى عزيز زهرايند و بس.(2)
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 321 حديث 27.
2 ــ امام صادق (عليه السلام): ان الله خيّر ذا القرنين السحابين الذلول و الصعب، فاختار الذلول و هو ما ليس منه برق و لا رعد و لو اختار الصعب لم يكن له ذلك، لأن الله اذخره للقائم (عليه السلام).   بحار الانوار ج 52 ص 321 حديث 28 .
فرياد آسمانى
حضرت امام رضا عليه السلام:
 هُوَ الَّذى يُنادى مُناد مِنَ السَّماءِ بِاِسْمِه، يَسْمَعُهُ جَميعُ اَهْلِ الاَْرْضِ بِالدُعاءِ اِلَيْهِ.(1)
 او كسى است كه منادى از آسمان نام او را فرياد مى كند، و به سوى او مى خواند كه همه اهل زمين مى شنوند.
چون راه طولانى غيبت به انتها برسد و روزگار نشستن پايان پذيرد و پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچيند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد گردون و از ميان آسمان نيلگون صداى دلرباى امين وحى و سيّد اهل آسمان ها حضرت جبرئيل عليه السلام در مشرق و مغرب عالم طنين انداز شود و عالميان را بر سر سفره بيعت الهى صلا زند.(2)و نام بلند آن حجت الهى و خليفه حضرت رسالت پناهى را با نام نامى پدر مطهرشان بر عالميان گوشزد نمايد، انشاء الله.(3)و اين است دعوت او: اى منتظران بپا خيزيد كه آن ذخيره الهى قيام
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 322 حديث 29.
2 ــ بحار الانوار: ج 52 ص 290 حديث 32.
3 ــ بحار الانوار ج 51 ص 38.
كرده، به سوى او آييد كه اينك وقت قيام است و پايان انتظار.اى دلسوختگان! زمان خونخواهى حسين عليه السلام فرا رسيده.(1)و اى اهل ايمان وعده الهى تحقق يافته.(2)و هر قومى به زبان خويش ندا را متوجه شود، تا حجت بر همه تمام گردد و هيچ كس را عذر و بهانه اى نباشد.زيرا اوست كه تمام اديان را محو و نابود مى كند، و دين خدا را بر همه عالم غالب مى كند.(3)و اين ندا را رمزى ديگر نيز مى باشد، كه علامت حتمى ظهور باشد، امام صادق عليه السلام فرمودند: علامت را بشناس(4) تا به گمراهى نيفتى و در ضلالت قدم ننهى، دزدان راه و مدعيان دروغين نتوانند تو را به سوى خويش دعوت كنند، و اين نشانى روشن براى حقيقت است.و اين ندا; نداى فجرصادق است كه در صبح صادق دميده خواهد شد، و در آخر روز، شيطان آخرين تلاش خويش را براى گمراهى خلق مى نمايد، و مردم را به كفر و شرك مى خواند.(5)
(اِنَّ الشَّيْطانَ لِلاِْنْسانِ عَدُوٌّ مُبينٌ)(6)
1 ــ ثم يخرج المنتصر و يطلب بدم الحسين و دماء أصحابه. بحار الانوار ج 53 ص 145 حديث 2.
2 ــ(وَعَدَالله الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُواالصّالِحات لَيَسْتَخْلفَنَّهُمْ في الأرْضِ....) سوره نور آيه: 55
3 ــ ( هُوَ الّذي اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ...)سوره توبه، آيه: 33.
4 ــ اعرف العلامة.
5 ــ ثمّ ينادى ابليس في آخرالنهار من الأرض: ألا إنّ الحق مع عثمان وشيعته ارشادمفيد: باب 40 ح3.
6 ــ يعنى: بدرستى كه شيطان دشمن آشكارى براى انسان است. سوره يوسف: 5.
ابليس در كام مرگ
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
فَيَلْحَقُهُ النَبِيُّ(صلى الله عليه وآله) فَيَطْعَنُهُ طَعْنَةً بَيْنَ كَتْفَيْهِ، فَيَكُونُ هَلاكُهُ وَ هَلاكُ جَميعِ اَشْياعِه.(1)
 پيامبر صلى الله عليه و آله به او مى رسد و نيزه اى در ميان دو كتف او مى زند. در اين هنگام او و همه ياران او هلاك مى شوند.
از آيات كتاب خدا و روايات ائمه هُدى چنين به دست مى آيد كه ابليس لعين قبل از بروز عصيان و كفرش و پيش از رانده شدن از درگاه الهى از عابدينِ زاهد و ناسكينِ متهجّد مى نموده و در عبادت حضرت حق عزّوجلّ سعى بليغ داشته و عبادات طاقت فرسا به جا آورده.اما وقتى به موج درياى امتحان، محك خورد و به طوفان آزمايش، مبتلا شد نخوت و تكبرش مانند آتش زير خاكستر، بروز كرد و كفر و عصيانش را بيرون ريخت و خرمن ايمانش به شرار تكبّر بسوخت، و از درگاه حضرت قهّار براى هميشه روزگار، رانده گشت، و چون خوب مى دانست كه حكمت و عدالت حضرت ربّ، چنين اقتضا مى كند كه عمل هيچ عاملى را بى پاداش نگذارد، از درگاه ربوبى طلب نمود:
1 ــ بحار الانوار: ج 53 ص43 حديث 12.
اكنون كه مرا از در گاه خويش راندى به جاى آن همه عبادت كه بجاى آورده ام، مرا تا روز قيامت زنده نگه دار و از روياروئى با هيولاى مرگ معاف دار.
تقاضايش به درگاه ربوبى پذيرفته شد، اما نه تا روز قيامت بلكه جواب چنين آمد:
(فَاِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرين اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ )(1)
تو را تا روز وقت معلوم مهلت داديم
اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه قرين قرآن و ترجمان كتاب رحمانند، آن روزِ وقتِ معلوم را چنين تفسير كرده اند كه آن روز; روز قيام قائم آل محمّد عليهم السلام است. هنگامى كه آن حضرت بر انگيخته شوند و در مسجد كوفه استقرار يابند ابليس پيش آيد و بر زانو در افتد و فرياد بركشد: واويلا از اين روزپس آن عزيزِ مقتدر، جلوى پيشانيش را گرفته و گردنش را مى زنند.(2)البته در برخى از روايات هم آمده كه نبىّ مكرم اسلام صلى الله عليه و آله كه براى يارى فرزند دلبندشان به عالم دنيا بازگشته اند، ضربه اى سهمگين به ميان دو شانه شيطان زنند كه كشتى شكسته وجود او و پيروانش را در گرداب نيستى محو و نابود گرداند.(3)
1 ــ سوره حجر: 37 و 38 و سوره ص: 80 و 81.
2 ــ الوقت المعلوم يوم قيام القائم، فاذا بعثه الله فى المسجد الكوفة و جاء ابليس حتّى يجثو على ركبتيه فيقول: يا ويلاه من هذا اليوم فيأخذ بناصيته فيضرب عنقه، فذلك (يوم الوقت المعلوم)منتهى أجله
 بحار الانوار ج 52 ص 376.
3 ــ بحار الانوار ج 53 ص 43 حديث 12.
آرى عزيز رسول خدا صلى الله عليه و آله نور محض است و محض نور و شيطان، محض ظلمت است و ظلمت محض، و چون زمين به نور پروردگارش روشن گردد(1) جاى جولان براى ظلمت نيست. آن سرور، پاكى و طهارت مطلق است و مأمور به تطهير و پاكسازى عالم، و اوست وعده ضمانت شده خداوندگار عالم كه فرمود:
روز معلوم روزى است كه حكم كرده ام و حتمى نموده ام كه در آن روز، زمين را از كفر و شرك و معاصى پاك سازم...(2)
1 ــ (اَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها) سوره زمر: 69.
2 ــ الوقت المعلوم فانّه يوم قضيت و حتمت أن اطهر الارض ذلك اليوم من الكفر و الشرك و المعاصى. بحار الانوار: ج 52 ص 348.
پيدايش گنج هاى پنهان
حضرت امام موسى كاظم عليه السلام:
 وَ يَظْهَرُ لَهُ كُنُوزُ الاَْرْضِ.(1)
 براى او گنج هاى زمين هويدا خواهد شد.
خداوند متعال در عمق زمين و ژرفاى اين كره خاكى گنج هائى دارد كه براى هيچ كس ظاهر و بارز نشده است، بله گوشه اى از آن را خداوند در دست قارون زمان حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السلام قرار داد تا او را امتحان كند، گنج هاى انبوهى كه برق آن چشم اهل دنيا را خيره سازد، قرآن كريم مى فرمايد:
 آن قدر از گنج ها به او داده بوديم كه حمل كليدهايش براى گروهى از مردمان تنومند مشكل بود.(2)
و اين فقط كليد گنج هاى قارون بود. اما همه زينت و ثروت و گنج هاى او به خاطر طغيان و عصيان و سركشى او به زير زمين رفت.اما تمام آن گنج هاى ظاهر نشده و اين خزائن باز فرو رفته و همه معادن، در آن روز خجسته ظهور كه زمين سفره دلش را براى آن امام كريم باز مى كند، بيرون خواهد آمد و همه اموال دنيا نزد آن پادشاه بخشش و جود، جمع خواهد شد.
1 ــ بحار الانوار، ج 51 ص 64 و 150.
2 ــ (و آتيناه من الكنوز ما إنّ مفاتحه لتنوا بالعصبة أولى القوّة) سوره قصص: 76.
پس با نداى دلرباى ملكوتى اش مردم را خطاب فرمايد:
 بياييد اين چيزهايى است كه بخاطر آن قطع رحم ها كرده، و  خون هاى محرّم را مى ريختيد، و مرتكب محرّمات الهى  مى شديد.(1)
پس آن قدر از آن اموال به آن ها عطا مى فرمايد كه هيچ كس پيش از آن حضرت اين قدر سفره بذل و بخشش و كرم نگشوده و عطايش اين مقدار نبوده.و چنان به تساوى تقسيم نمايد كه محتاجان بى نياز گردند، و كسى به ديگرى برترى مالى نداشته باشد.(2)
1 ــ و يجمع إليه اموال الدنيا من بطن الأرض و ظهرها فيقول للناس: تعالوا إلى ما قطعتم فيه الأرحام...... فيعطى شيئاً لم يعطه احد كان قبله. بحار الانوار ج 52 ص 351 حديث 103.
2 ــ فيتواسون ويقتسمون بالسوية فيستغنى الفقير ولايعلو بعضهم بعضا. بحارالانوار ج52 ص385، حديث 195.
ياران ملكوتى و بيعت سيّد آسمانيان
حضرت امام محمّد باقر عليه السلام:
 اَوَّلُ خَلْقِ اللهِ يُبايِعُهُ، جَبْرَئيلُ.(1)
 اوّلين آفريده خداوند كه با او بيعت نمايد جبرئيل است.
بالاخره خواهد آمد! و چه زيبا و تماشايى است! روز ظهور را مى گويم! آن گاه كه دست دعاى مضطرّ حقيقى در صبحگاه آن به حلقه استجابت گره مى خورد، سپس آمدنش را به همه جهانيان اعلام مى دارد.و اين بار افلاكيان بر خاكيان پيشگام و پيشقدم مى گردند، و سرور آسمان نشينان حضرت جبرئيل امين عليه السلام اوّلين كسى است كه دست بيعت به دستان پيشواى حق پرستان مى دهد و در صورت پرنده اى سفيد به محضر آن حضرت شرفياب شده، و با او عهد يارى و پيمان وفادارى مى بندد.(2)و چنين خواهد بود كه بسيارى از لشگريان و سربازان و ملتزمين ركاب
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 341 حديث 91.
2 ــ جبرئيل على الميزاب فى صورة طير أبيض، فيكون اوّل خلق يبايعه. بحار الانوار ج 52 ص 369 حديث 156.
ظفر انتساب فرزند شاه ولايت از ملائكه الهى خواهند بود، و بدين وسيله خداوند متعال، جگر گوشه زهرا عليها السلام را به وسيله جمعى از ساكنان آسمان يارى مى نمايد.(1)در روز عاشورا گروه زيادى از همين عرش نشينان براى يارى غريب فاطمه حضرت مظلوم كربلا عليه السلام از عرش تا زمين فرود آمدند، اما وقتى رسيدند كه كشتى نجات به درياى خون نشسته بود و دل هاى اهل بيت عليهم السلام شكسته بود، پس همان جا نزد قبر مطهر، گَرد آلود و پريشان مانده اند و بى صبرانه انتظار قيام قائم آل محمّد عليهم السلام را مى كشند، تا به ياريش بشتابند، و دست انتقام بر آرند و گلوى قاتلين حضرت سيّد الشهداء را به قدرت بفشارند و دمار از روزگار نگون سارشان بدر آرند،(2) انشاء الله.
1 ــ يؤيد بنصر الله و ينصر بملائكة الله. بحار الانوار ج 52 ص 379 حديث 187.
2 ــ بحارالانوار: ج 101 ص 103 حديث3، القطره ج 1 ص 488 حديث 86.
بركات زمين، قطرات آسمان
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام:
تُعْطِى السَّماءُ قَطْرِها وَ الشَّجَرُ ثَمَرِها وَ الاَْرْضُ نَباتِها.(1)
 (در آن روز) آسمان قطرات خويش را بذل نمايد و درختان ثمرات خويش و زمين گياهانش را.
قرآن كريم هميشه مردمان را به ميهمانى تقوى و پرهيز كارى دعوت فرموده و وعده هاى شيرين براى اهل آن مژده داده است:
( وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ  وَ  الاَْرْضِ)(2)
اگر اهل شهرها و بلاد ايمان آورده و تقوى را پيشه خود مى ساختند درهاى بركات خود را از آسمان و زمين بر آن ها  مى گشوديم.
از زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و مخصوصاً بعد از آن حضرت، اكثر مردم جامه تقوى از تن بيرون كردند و از اطاعت امام متقين حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه طاهرين عليهم السلام سرباز زدند، كه حضرت امير عليه السلام فرمودند:
 اگر مردم همه اطاعت مرا مى نمودند، از بالا و پايين نعمت ها بر آنان فرو مى ريخت.
1 ــ بحار الانوار ج 53 ص 85.
2 ــ سوره اعراف: 96.
و ديگر اجتماع امت اسلام متفرق شد و بركات زمين و آسمان نيز به قوتى اندك مبدل گرديد.اما چون ايام سراسر نور و سرور ظهور جايگزين شب هاى ظلمت و غرور غيبت گردد، و آن سرور افتخار آفرين اهل ايمان از دياى ملتهب و طوفانى غيبت پاى به ساحل امن ظهور گذارد، دامن خاك تمام بركات خويش را فرش قدوم پاكش نمايد و آسمان درهاى رحمت خويش بگشايد، و خاك راهش را آب پاشى كند.و چهره خاكى و غبار آلود زمين به باران رحمت شسته شود و به زينت گل ها و چمن ها و درختان و سبزه زاران آرايش گيرد و زمين خاكى به چيز ديگر تبديل شود.(1)
(يَوْمَ تُبَدِّلُ الاَْرْضَ غَيْرَ الاَْرضِ)(2)
1 ــ امام صادق (عليه السلام): يسوق الله بركات السماوات و الأرض، فتزل السماء قطرها، و يخرج الأرض بذرها و تأمن وحوشها و سباعها. بحار الانوار ج 51 ص 146.
2 ــ سوره ابراهيم: 48.
دوران امن و امان
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 وَ آمَنَتْ بِهِ السُّبُلِ.(1)
و راه ها به وسيله او امن شوند.
چه زيبا بهارى است و خوش روزگارى كه بشر به خواب شيرينى نديده و كام روزگار هرگز چنين شيرينى نچشيده كه فرش امانت و امنيّت بر سراسر زمين گسترده شود، بطورى كه تمام راه ها امن گردد، و ديو هولناك هراس و ترس گريزان شود و غبار ضرر از رخ هر چيز و هر كس برخيزد و حتى موش كيسته اى را به دندان نجود.(2)جانوران و حشرات در ميان مردم تردد كنند و آسيبى نرسانند و زهرها و سموم گزندگان بر طرف گردد و زنگار كينه و نگرانى از صفحه دل هاى بندگان پاك شود. گرگ، چوپان امين گله گوسفندان شود و مرغان هوايى در پنجه عقاب آشيان امن بسازند، و بزرگ به كوچك ترحّم كند و كوچك به بزرگ احترام گذارد.(1)
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 338 حديث 83، القطره ج1 ص 463 .
2 ــ حتى تأمن الشاة من الذئب، و البقر من الغنم، و الانسان من الحيّة حتّى لا تقرض الفارة جراباً. بشارة الاسلام ص 279، روزگار رهائى ص 619 .
به چنگ باز مرغان هوايى آشيان سازند به خيل گوسفندان گرگ، حافظ چون شبانان شدكه زنى ضعيف ما بين مشرق و مغرب رفت و آمد نمايد و احتياجى به مراقب نداشته باشد و كسى مزاحم او نشود،(2) و غول بدى ها جاى خويش به فرشته نيكويى بسپارد و خويش، رخت بربندد و برود، كه خوب; خوب است، و خوب است كه خوب بماند، و بد; بد است، و بد است كه بد بماند.
( جاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا)(3)
و چه زيبا گفته اند كه:  ظهور زيباست، چون ظهور زيبائى هاست.
1 ــ  القى فى تلك الزمان الأمانة على الأرض فلا يضرّ شىء شيئاً، و لا يخاف شىء من شىء، ثمّ تكون الهوام والمواشى بين الناس، فلايؤذى بعضهم بعضاً، وأنزع حمة كلّ ذى حمة من الهوام وغيرها و اذهب سمّ كلّ ما يلدغ.... و القى الرأفة و الرحمة بينهم، فيتواسون و يقتسمون بالسّوية فيستغنى الفقير ولايعلو بعضهم بعضا ويرحم الكبير الصغير ويوقّر الصغير الكبير.
   بحار الانوارج 52 ص384 حديث 194.
2 ــ حتّى يخرج العجوز الضعيفة من المشرق تريد المغرب فلا ينهاها أحد.  بحارالانوارج 52 ص 345، بشارة الاسلام ص 230 .
3 ــ يعنى: حق آمد و باطل نابود شد يقينا باطل نابود شدنى است. سوره اسراء: 81 .
دست نازنين بر سر مؤمنين
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام:
وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبادِ، فَلا يَبْقى مُؤمِنٌ اِلاّ صارَ قَلْبُهُ اَشَدَّ مِنْ زُبُرِ الْحَديدِ . . .(1)
 و دست بر سر بندگان نهد، پس مؤمنى باقى نماند مگر آن كه قلبش محكم تر از پاره آهن شود. . . .
اين دست رسول الله صلى الله عليه و آله است، دست اميرالمؤمنين عليه السلام است، دست خداست، يد الله است و هركجا كه دست خدا باشد، حاصلى جز خير و بركت و كمال ندارد.هنگامى كه آن دست حق پرست بر سر بندگان مؤمن خدا كشيده شود، درخت عقل در وجودشان به حدّ كمال رسد و پرنده روحشان بر فراز افق عدالت و اعتدال پر كشد و صفحه قلبشان به آهن ايمان، استحكام و صلابت يابد، بلكه از پاره هاى آهن سخت تر و مستحكم تر گردد.(2)
1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 35 حديث 4.
2 ــ امام صادق: ما كان يقول لوط (عليه السلام) (لؤ أنّ لى بكم قوّة أو آوى إلى ركن شديد) إلاّ تمنيّاً لقوّة القائم(عليه السلام)، و لا ذكر إلاّ شدّة أصحابه، فإنّ الرّجل منهم يعطى قوّة اربعين رجلاً، وإنّ قلبه لأشدّ من زبر الحديد، و لو مرّوا بالجبال الحديد لقطعوها، لا يكفّون سيوفهم حتى يرضى الله عزّوجلّ
و به بركت آن دست پر قدرت خدائى هر مؤمن توان چهل مرد در خويش بيابد.
گسترش و توسعه علم
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 عَلَيْهِم سُيُوفٌ مَكْتُوبٌ عَلَيْها اَلفُ كَلِمَة، كُلُّ كَلِمَة مِفْتاحُ اَلْف  كَلِمَة.(1)
 شمشيرهايى هم راه دارند كه بر هريك از آن هزار كلمه (از اسرار علوم) نوشته شده كه هر كلمه اى كليد (رمز) هزار كلمه  است.
هر روز و هر ساعت، تكنيك و صنعت بشرى روبه رشد و فزونى است و هر ثانيه بر صفحات بيشمار كتاب علم، صفحه اى افزوده مى گردد. و دنياى دانش و صنعت، مست باده غرور كه توانسته است به سرّى از اسرار شگفت نظام آفرينش دست يابد.و زمانى از دنياى بى هوشى و مستى غرور خويش بيرون مى آيد كه خويشتن را در سرزمين قسط و عدل نهايى و در روزگار شيرين رهايى ببيند، و موسم ظهور را دريابد، آن گاه به چشم باز و بصير خواهد ديد كه
1 ــ غيبت نعمانى ص 315.
آن چه را مست آن بوده فقط و فقط قطره اى است در برابر اقيانوس بيكران علوم و معارف.
( لَقَد كُنْتُ فى غَفْلَة مِن هذا فَكَشَفنا عَنْكَ غِطاؤَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمُ  حَديد)(1)
آرى چون آن مخزن سرّ الهى و جايگاه علوم بى منتهاى ربّانى دست بر سينه و پشت بندگان بكشد، ديگر هيچ حكمى بر آنان سخت و مشكل نخواهد بود،(2) و چون هر كدام از مردان حكومت او در اقطار عالم در مسئله اى درمانند، بر كف خويش مى نگرند و وظيفه خويش را بر روى آن نوشته مى يابند و به آن چه مأمورند عمل مى نمايند.(3)بر هر يك از شمشيرهايى كه حمايل دارند هزار كلمه از درهاى علم نگاشته شده كه هر كلمه كليد هزار در از كمالات علوم است و معارف.چنان سفره دل هاشان از مائده حكمت الهى پر گردد كه حتى زنى در خانه خويش بر طبق كتاب خدا و سنّت رسول الله صلى الله عليه و آله حكم نمايد.(4)وقتى سپاهيانش در مسير قسطنطنيه به خليج و دريا برخورد كنند، بر
1 ــ يعنى: (به او خطاب شود) تو از اين صحنه غافل بودى و ما پرده از چشم تو كنار زديم و امروز چشمت كاملا تيز بين است. سوره ق: 22.
2 ــ يمسح الله بطونهم و ظهورهم فلا يشكل عليهم حكم. بشارة الاسلام ص 311 منتخب الاثر485.
3 ــ إذا قام القائم بعث فى أقاليم الارض، فى كلّ اقليم رجلاً، يقول: عهدك فى كفك، فإذا ورد عليك امر لا تفهمه، و لا تعرف القضاء فيه، فانظر إلى كفّك و اعمل بما فيها.   غيبت نعمانى 319، بحار الانوار ج 52 ص 365 .
4 ــ تؤتون الحكمة فى زمانه حتّى إنّ المرأة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنّت رسول الله (صلى الله عليه وآله).   غيبت نعمانى ص 239 .
پاهاى خويش چيزى بنويسند و بر روى آب راه بروند كه روميان از تماشاى اين صحنه حيرت انگيز، انگشت تعجّب به دهان گرفته و گويند:
اگر اينان كه ياران و هم راهان اويند، اين گونه اند، پس خود او چگونه خواهد بود.(1)
چنان علم و دانش و آگاهى در ميان مردم نشر يابد كه ديگر هيچ كسى محتاج به سؤال از ديگرى نباشد و اين است تفسير آيه شريفه:(2)
( يُغْنِ اللهُ كُلاًّ مِنْ سِعَتِه)(3)
1 ــ  و يبعث جنداً إلى القسطنطنيه، فإذا ابلغوا الخليج كتبوا على أقدامهم شيئاً و مشوا على الماء، فإذا نظر اليهم الروم يمشون على الماء، قالوا: هولاء اصحابه يمشون على الماء فكيف هو؟
   غيبت نعمانى ص 319
2 ــ منتهى الآمال ج 2 فصل دوم در جمله اى از خصايص حضرت صاحب الزمان، خصيصه 24.
3 ــ يعنى: خداوند هر كدام را از فضل و كرم خود بى نياز مى كند. سوره نساء: 130.
قوّت گوش ها، قدرت چشمان
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ مَدَّ اللهُ لِشيعَتِنا فى اَسْماعِهِم وَ اَبْصارِهِمْ.(1)
 هنگامى كه قائم ما قيام نمايد، خداوند در قوّت و قدرت چشم وگوش شيعيان ما مى افزايد .
اين نيز از جمله ارمغان هاى نسيم صبح پيروزى است. بادهاى لطيف رحمت بر پرده هاى حجاب آويخته بر چشم و گوششان مى خورد و آن پرده ها را از منظر ديد و حيطه گوششان كنار مى زند، بطورى كه مؤمن از شرق عالم برادر مؤمن خويش را در غرب نظاره مى كند، و او نيز از غرب، شرق را بالعيان مى بيند.(2)قدرت سمعى و بصرى آنان چنان امتداد يابد كه از هر كجاى عالم كه باشند صداى مقتداى اهل ايمان را از همان جائى كه هست بشنوند،(3) و
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 336.
2 ــ  انّ المؤمن فى زمان القائم و هو بالمشرق ليرى أخاه الّذى فى المغرب و كذا الّذى فى المغرب يرى  اخاه الّذى فى المشرق   بحار الانوار ج52 ص 391.
3 ــ إنّ قائمنا إذا قام، مدّ الله لشيعتنا فى أسماعهم و أبصارهم، حتّى لا يكون بينهم و بين القائم بريد يكلمهم فيسمعون، و ينظرون إليه و هو فى مكانه.   منتخب الأثر ص 483.
تماشاگر چهره زيبا و ملكوتى اش باشند. و اين امرى نيست كه باور نتوان كرد، چرا كه نظائر آن در قرآن كريم آمده است:
جناب آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان على نبينا و آله و عليه السلام، تخت بلقيس را به چشم برهم زدنى از مسافتى بسيار طولانى در نزد آن حضرت حاضر كرد(1)، كه به نقل روايات زمين پهلو خالى نمود تا سرزمين سبا و به ملك حضرت سليمان در كنار هم قرار گرفت، و تخت به چشم بر هم زدنى حاضر گرديد(2)، و هم چنين خداوند متعال به حضرت ابراهيم خليل عليه السلام ملكوت آسمان ها و زمين را يكباره نشان داد، پس اگر سليمان ملك وجود حضرت مهدى موعود عليه السلام با اصحاب خويش اين گونه باشند، امرى عجيب نيست.
1 ــ سوره نمل: 40.
2 ــ تفسير الميزان ج 15 ص 370 ذيل آيه 40 سوره نمل .
عمرهاى طويل
حضرت امام محمّد باقر عليه السلام:
يُعَمَّرُ الرَّجُلُ فى مُلْكِه حَتّى يُولَدُ لَهُ اَلْفُ ذَكَر.(1)
 به مردان ملك او عمرهاى طولانى داده شود، تا اين كه مرد هزار پسر برايش متولد شود.
بشر هماره مى كوشيده و شربت تلخ رنج مى نوشيده و لباس كاوش و جستجو بر تن مى پوشيده تا شايد بتواند در معدن هستى گوهر بقاء را بيابد و ساعتى بر عمر خويش بيافزايد، و در پناه اين ساعت دمى بياسايد.اما هرگز به كليد اين گنج طلائى دست نيافت، و پاى فتح او به قله بلند اين راز نرسيد.ولى عصر ظهور دوران تحقق آرمان هاى ديرين و شيرين بشرى است، چيزهايى را كه قرن ها به دنبالش شتابان دويده و بسا در طلب او كارش به وادى حسرت كشيده و نا اميد در بستر مرگ آرميده و نشانى از آن نديده، اكنون در پيش پاى خويش افتاده مى بيند.آرى مردان شيعه در زير پرچم حكومت پيشوايشان به قدرى عمر
 1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 30.
كنند كه از نسل خويش هزار مرد ببينند و از شاخه تماشاى اولادشان ميوه هاى لذّت بچينند، و هرچه قد آن ها رشد كند، لباسها نيز با آن ها رشد مى كند، و هرگز رنگ آلودگى و كثافت بر لبايشان ننشيند، و دائما پاكيزه و پاك باشد، و هرگاه اراده كنند لباسشان به هر شكل و رنگى كه بخواهند در آيد.(1)
خدايا كى شود كه عمر گران غيبت سر آيد، وآن محبوب دل ها از در درآيد.
1 ــ القطرة ج 1 ص 486 حديث 82.
آفتاب سايه نشين
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
اِسْتَغْنَى الْعِبادُ عَنْ ضَوءِ الشَّمسِ.(1)
بندگان خدا ديگر از نور خورشيد بى نياز مى گردند.
منظومه شمسى را كره اى نورى و آتشين است كه خورشيدش نامند. آن قدر شدّت نور آن زياد است كه چشم بشرى را ياراى رويارويى با شعاع درخشنده نورش نيست.و اين ستاره عظيم نقش حياتى و عظيمى در حيات انسان و همه موجوات زنده دارد، بطورى كه اگر روزى اين چراغ زرد آسمان سبز خاموش گردد، فانوس عمر همه جانداران در كام گرداب نيستى خاموش مى شود، و اثر به سزاى اين موجودِ عجيب الهى، در اين دنيا بر كسى پوشيده نيست.اما روزى كه آن را روز ظهور گويند، اين چراغ نيز خود سايه نشين آفتابى بزرگ خواهد شد.آن گاه ديگر زمان ظلمتِ غيبت نيست، زمان ظهور نور است، ديگر ابرهاى غيبت كنار كشيده و هنگام تجلّى روشنائى رسيده، هنگامه رقص نور است نه جولان ظلمت، چنان زمين به درخشندگى و تابش خيره كننده نور پروردگارش روشن شود(2) كه ديگر خورشيد بسان شمعى است كه در تاريكى ها بودى داشت و وجودى.و اكنون كه صبح روشن و صادق دميده، ديگر نيازى به سوسوى شمع خورشيد نيست، و مردم كه با نور آن حقيقت نور در راز و نيازند از نور خورشيد، بى نيازند.
1 ــ بحارالانوار ج 52 ص 330 حديث 52 .
(اَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها) سوره زمر: 69.
2 ــ  و تشرق الارض بنور ربّها  بحار الانوار ج 51 ص 71 و 146.
فرود عيسى براى پرواز
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله:
 فَيَنْزِلُ رُوحُ اللهِ، عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ(عليهما السلام) فَيُصَلّى خَلْفَهُ.(1)
پس روح الله عيسى پسر مريم فرود آيد و پشت سر آن حضرت نماز گذارد.
حضرت عيسى بن مريم على نبينا و آله و عليه السلام پيامبر عظيم الشأن و بزرگوارى است كه درقرآن به كلمة الله و روح الله(2) توصيف شده است.و از عجائب و معجزات آن مرد الهى اين كه خداوند او را از دامن پاك حضرت مريم عذراء بدون شوى، متولد ساخت(3) و در گهواره به تكلّم در آورد و در كودكى حكم نبوّت به او عنايت فرمود(4) و قدرت خيره كننده زنده كردن مردگان را به او عطا فرمود.(5)و چون ظالمان و طاغيان زمان آن حضرت اراده كردند وجود مقدّس مطهّر او را از زمين بردارند و به صليب بياويزند، خداوند اورا از دامن خاك به سوى افلاك سير داد، ودر منازل آسمانى سكنايش داد(6) وتاكنونحضرتش
1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 71 حديث 12.
2 ــ سوره نساء: 171
3 ــ سوره مريم:20 و 21.
4 ــ سوره مريم 28 تا 30.
5 ــ سوره آل عمران: 49.
6 ــ سوره نساء: 157و 158.
زنده اند، وهمنشين آسمانيان و ملكوتيان اند، و در صف منتظران قدوم مبارك حضرت بقيّة الله الاعظم روحى و اراحنا فداه چشم به راه دوخته.پس زمانى كه آن حجّت غائب از نظر هويدا شوند، و حكومت عدل و داد برپا نمايند، گل مريم از آسمان فرود آيد و در صف مأمومين، به گل زيباى نرجس عليهما السلام اقتدا نمايد، واز جمله سرداران و حكّام زمان آن حضرت باشد و در كشتن دجّال لعين، آن سرور را يارى و يارى نمايد. انشاءالله تعالى.(1)و او برهان ذخيره خداوند است بر حقانيت دين مبين اسلام و دليلى متقن بر صدق دعواى ختم وصايتِ حضرت ولى عصرعليه السلام.چون مسيحيان ببينند كه حضرت عيسى على نبيّنا و آله و عليه السلام در ركاب آن حضرت است و آن بزرگوار را مقتداى خويش قرار داده، به پيامبر خويش تأسى كرده، به آن حضرت ايمان آورند.(2)ناگفته پيداست و بى شبهه هويداست، نماز خواندن پيامبرى اولولعزم و صاحب كتاب و شريعت پشت سر امام عصر عليه السلام(3) دليل روشن و نشانه اى متقن است بر اين كه آن امام همام و آباء كرام او از تمام انبياء الهى به جز جدّ اطهر شان حضرت سيد انبياء صلى الله عليه و آله افضل، برتر و بالاترند.
1 ــ پيامبر اكرم: .....و انّه يخرج معه عيسى بن مريم و يساعده عل قتل الدّجال بباب لُدّ، بأرض فلسطين، و إنّه يؤمّ هذه الامّة و عيسى يصلّى خلفه.  بحار الانوار ج 51 ص 93.
2 ــ القطره ج 1 ص 464 حديث 21 .
 حضرت عيسى در هنگام پائين آمدن از آسمان، خود متدين به دين مبين اسلام است، و روشن است كه ايمان به او، ايمان به اسلام است.
3 ــ در روايتى كه شيعه و سنى نقل كرده اند آمده كه: چون هنگام نماز واجب شود، حضرت مهدى (عليه السلام) رو به حضرت عيسى نموده فرمايند: پيش رو اى روح الله، يعنى امامت نماز را به عهده گير، و او جواب عرض مى دارد: شما اهل بيتى هستيد كه هيچ كس بر شما مقدم نمى شود.
كراجكى ،التفضيل: ص 24، ينابيع الموده قندوزى حنفى، ص 187.
ابر سفيد
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله:
يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ وَ عَلى رَأسِه غَمامَةٌ فيها مُناد يُنادى: هذَا  الْمَهْدِيُّ خَليفَةُ اللهِ، فَاتَّبِعُوهُ.(1)
 حضرت مهدى عليه السلام قيام مى كند در حالى كه بالاى سرش ابرى است كه منادى از درون آن صدا مى زند: اين مهدى خليفه خداست، از او پيروى نماييد.
از آن جا كه همه چيز و همه كس بايد به درگاه اين خاندان مطهّر، افتاده و به خشوع و خضوع در آيند، و در اطاعت ايشان سر بسپارند(2)، و اراده حق بر اين تعلق گرفته كه باقى مانده(3) اين خاندان را به جهانيان بشناساند، تا همگى به او ايمان آورند، و عذر و بهانه اى باقى نماند.خداوند متعال در هنگامه قيام ابر سفيدى را مأمور ساخته تا از بالاى سر او سير كند، و در همه جا سايه بر آفتاب وجودش بيافكند، و از ميان اين ابر ندائى برخيزد كه شعاع صوتش مشرق و مغرب، عرش و فرش و جنّ و انس را فرا گيرد:
1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 81 حديث 16.
2 ــ و خضع كلّ جبّار لفضلكم، و ذلّ كلّ شىء لكم. مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
3 ــ ( بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين)
اين مهدى خليفه و جانشين خداست، پيرويش نماييد، او مهدى آل محمّد عليهم السلام است كه فرشِ داد بر تمام زمين بگسترد و مائده عدالت او سفره زمين را مملوّ نمايد.(1)
1 ــ  يخرج فى آخر الزمان على رأسه غمامة من الشمس، تنادى بلسان فصيح يسمعه الثقلين و الخافقين: هو المهدىّ من آل محمّد يملأ الأرض عدلاً كما ملئت جوراً
   بحار الانوار ج 52 ص 378 ح 183.
كشتن دجال، خاموشى آتش فتنه
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله:
اِنَّهُ لَمْ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الاَْرْضِ مُنْذُ ذَرَأَ اللهُ ذُرِّيَةَ ادَمَ أعْظَمْ مِنْ  فِتْنَةِ الدَّجالِ.(1)
 از آن روزى كه خداوندگار ذرّيه آدم را آفريده، فتنه اى بزرگتر از فتنه دجّال پيش نيامده است.
از زمان زندگانى مقدّس رسول الله صلى الله عليه و آله، آن حضرت و پس از آن، ائمه هُدى عليهم السلام يكى پس از ديگرى مردم را از وقوع فتنه اى بزرگ كه دجّالش نامند مى ترساندند، و از افتادن در اين گرداب ترس آفرين بر حذر مى داشتند.امّا اين دجّال كيست و چيست؟ و وقوع اين فتنه در چه زمانى است؟ و شگردهاى او در اجراى طرح اين فتنه چگونه است؟ سؤالاتى است كه در ميان گلشن روايات پرچمداران هدايت عليهم السلام مى توان نشانى از آن جويا شد، و جاى تفصيل آن در فرا خور اين نوشته مختصر نيست.آن چه در دايره انديشه اهميت آن بيشتر جلوه مى كند، آن است كه اين موجودخطرناك و فتنه بى باك، سعى بليغ و تلاش بى دريغ خودرا دررواج بازار فحشاء، گناه، ظلم و جور مبذول مى دارد، و در طوفانى كردن درياى فتنه، شرّ و آشوب همّت مى گمارد، و آن قدر اين ماده سمّى، خطرناك و اثرش گسترده و وسيع است كه سطح درياى بشريت را آلوده ومسموم مى نمايد و هوا و فضاى جامعه را به بوى گندش متعفّن و بد بو مى گرداند و سبزه زار دين را به گورستانى خشك در زمستانى بسيار مرگبار مبدّل مى سازد.و اگر چه گفته اند با يك گل بهار نمى شود، اما اين قاعده را مستثنائى است كه چشم بشر را خيره مى سازد. آرى فقط گل نرجس است كه با آمدنش بهاران مى شود، و زمين خشكيده و مرده در سرماى فساد و معصيت، دوباره زنده مى گردد، و بلبل هاى نغمه خوان دين دوباره در چمنزار و گل ها و بوستان و باغستان هاى دين به پرواز در مى آيند و از نغمه هاى توحيد و رسالت و ولايت، فضاى گيتى را پر مى سازند.مدعى گويد كه با يك گل نمى گردد بهار من گلى دارم كه عالم را گلستان مى كندآرى از ويژگى هاى وارث ذوالفقار آن است كه با شمشير آتشبار حيدر كرّار شربت ناگوار مرگ را به كام آن افعى خوش خط و خال يعنى دجال مى چشاند، و زمين را از لوث جور و ظلم و عصيان پاك مى سازد، و اين است تفسير آيه شريفه:
( اعْلَمُوا اَنَّ اللهَ يُحْيِى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)(2)
 بدانيد كه خداوند متعال زمين را بعد از مردنش دوباره زنده  مى نمايد.
 1 ــ منتخب الاثر ص 462.
2
ــ سوره حديد: 17.
كم شدن سير چرخ، افتادن افلاك از سرعت
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 وَ السَّنَةُ مِنْ سَنِيِّه تَكُونُ مِقْدارَ عَشْرَ سِنين مِنْ سِنِيِّكُمْ.(1)
و سالى از سال هاى او برابر ده سال خواهد بود از سال هاى شما.
دوران غيبت ; دورانى است كه هوا دلگير و ابرى است و خورشيد هدايت در پشت ابرها زندانى است، قناريان دين دار و هَزاران شريعت مدار و چكاوكان حق گفتار و طوطيان بر شاخه دين استوار، همگى از ناله و نوا افتاده اند. غبار خمودى و گرفتگى بر چهره افلاك نشسته.امّا در كنجِ دل همه، نورى از اميد سوسو مى كند و به اين اميد نغمه فرج را زمزمه مى كنند. گويا چرخِ در گردش و خورشيد و ماه و افلاك، در سير خود نيز دوست دارند در دعاى فرج شريك باشند. اما چگونه!؟ اگر به گردش زمانه بنگرى تلاش آن ها را در راه تحقق فرج ،خواهى يافت. ثانيه ها با چه سرعتى سرسام آور جاى خويش به دقيقه ها مى دهند و دقيقه ها با سرعت انتهارى در كام ساعت ها محو مى شوند، و ساعت ها، امانتِ زمان را بى درنگ به دست روزها و شب ها مى سپارند، و شب و روز بدون دريغ و مكث، خود را به مرز ماه ها مى رسانند، و ماه ها با سرعت بى اندازه خويش به سال ها تبديل مى شوند، و تا چشم روزگار باز شود، قرن ها از دوران غيبت را گذرانده اند و همه به شوق اين كه اين دوران حسرت بار طى شود در تكاپو و تلاشند.امّا هنگامى كه اوّلين خورشيد صبح ظفر با لبخند طلائى اش بوسه بر سينه آسمان بزند، ديگر همه چيز از سرعت مى افتد. آرى دوران وصل رسيده و روزها دوست ندارند كه از محضر يار، مرخص شوند.لحظه ها و ماه ها و سال ها تمنّاى بيشتر در خدمتش بودن را دارند، از اين جهت تمام تلاش خود به كار مى گيرند تا به آرامى گام بردارند و از افق زندگى مقدس او و يارانش، آهسته و خرامان بگذرند، و با ناز و وقار حركت كنند، شايد بتوانند اندكى بيشتر لذّت ديدار يار را درك نمايند.
1 ــ يأمر الله تعالى الفلك بالثّبوت و قلّة الحركة، فتطول الأيّام لذلك و السّنون.(2)
آرى آن زمان، چرخِ فلك از سرعتِ سير مى افتد و هر روزش به اندازه ده روز و هر ماهش به مقدار ده ماه و هر سال آن به مقدار ده سال غيبت به طول مى انجامد.(2)
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 337.
2- بحار الانوار ج 52 ص 339 حديث 84.
وه! چه آرامشى است كه زمين و آسمان و سيارگان را نيز فرا گرفته.خدايا به سوخته دلان و منتظران فرجش سوگند، ما را نيز در زمره دعا گويان او و مشتاقان و خواستاران فرج حضرتش قرار بده و كام جان ما را از شيرينى و لذت مسرّت بخش آن ايام سراسر سعادت، محروم مفرما.آمين.
دينى جديد و آئينى نو پديد !
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 إذا قامَ الْقائِمُ(عليه السلام) جاءَ بِاَمْر جَديد كَما دَعا رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله)فى بَدْوِ الاِْسْلامِ اِلى اَمْر جَديد.(1)
 وقتى كه (حضرت) قائم عليه السلام قيام نمايد، چيز جديدى مى آورد، چنانچه در بدو اسلام رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را به سوى امر جديدى فرا مى خواندند.(1)
چون بزرگترين خورشيد فروزان نبوت در مغرب عالم فناء افول و در مشرق عالم بقاء، طلوع نمود، و از دامن خاك به سوى افلاك و باغ هاى قدس جنان پر كشيد، درگاه علم نبوى و مخزن اسرار و علوم محمّدى يعنى عالم الشهود و الأسرار حضرت صاحب ذوالفقار، حيدر كرار اميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام به جمع آورى آيات مبين قرآن و تنظيم آن همّت گماردند، و شأن نزول و تفسير حقيقى قرآن را كه از دو لب مبارك رسول الله صلى الله عليه و آله آموخته و يا از سينه پاك نبوى به ارث برده بودند، به مردمان عرضه فرمودند، ولى آن شقاوت پيشگان و خفاش صفتان چنين جوابى دادند:
ما را به قرآنى كه تو دارى نيازى نيست.پس آن حضرت آن قرآن را از دسترس خلق برچيدند و ديگر كسى آن را نديد و دست به دست خاندان عصمت و امامان بزرگوار شيعه چرخيده و هم اكنون در محضر مقدّس وارث بزرگ دين محمّدى صلى الله عليه و آله مى باشد.(2)
و هم چنين بعد از شهادت حضرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله حضرت جبرئيل امين عليه السلام مونس و هم نشين حضرت صدّيقه اطهر زهراى مرضيه عليها السلام بودند، و اخبار آينده را مو به مو به ساحت مقدسش عرضه مى داشتند، و آن بانوى شهيده املاء مى فرمود و دست حقّ پرست شوهر مطهّرشان، امير عالم هستى، آن را مى نگاشت. و كتابى بس عظيم شد كه به مصحف فاطمه نام گرفت. و آن نيز در دست مطهّر امام عصر عليه السلام مى باشد.با اين دو مقدمه اكنون به پاى درد دلم بنشين تا برايت بگويم:
طولانى شدن دوران غيبت از يك سو و غفلت روز افزون مردم از امام و هادى خويش، از سوى ديگر، و جولان شياطين در تاختن اسب هاى نعل كرده بر سينه دين مبين از طرفى، و هزاران فتنه و آشوب و امتحان از طرف ديگر، دست به دست هم مى دهند تا هر روزه سوراخى بر كف كشتى اسلام وارد شود، و تخته اى از اصول و احكامش به كام آب هوا و هوسِ هوسبازان سپرده شود.
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 338 حديث 82.
2 ــ احتجاج: ج 1 ص 225، بحار الانوار ج 92 ص 42 حديث2.
هر روزه بدعتى نو در دين گذارند و سنّت پيامبر را فداى مقاصد دنيوى خويش كنند.حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال نمايند، تا به جايى برسد كه ديگر از قرآن جز خطى و ورقى نماند و از اسلام نيز جز يك اسم و نام. نامشان مسلمان است اما دورترين مردمند از اسلام، مساجدشان معمور است، اما اثرى از هدايت در آن نيست، و ساختمان هدايت آن ويران است.(1)
در اين هنگامه است كه صاحب مصحف فاطمى و املاى علوى و آن ترجمان حقيقى قرآن، صفحه روزگار را ورق خواهد زد و آن را بر خواهد گرداند.(2)
احكام و سنن الهى را از نو تجديد كند، به طورى كه اين گونه پندارند  كه يك مدّعى نبوّت با دينى جديد به پا خاسته و آيين نو  پديدى را پايه گذارى مى كند، و حال آن كه او قدمى از مسير آباء طاهرين خويش تخطّى نمى كند(3)، و آن چه ابلاغ مى نمايد، همان دين
1 ــ رسول الله: سيأتى زمان على امّتى لا يبقى من القرآن إلاّ رسمه و لا من الاسلام إلاّ اسمه، يسمعون به و هم أبعد الناس منه، مساجدهم عامرة و هى خراب من الهدى....
   ثواب الاعمال: ص 253 حديث 4، بحار الانوار ج 52 ص 190 حديث 21.
2 ــ إذا قام القائم(عليه السلام) قرأ كتاب الله عزوجل على حدّه و أخرج المصحف الّذى كتبه علىّ(عليه السلام).
   كافى ج2 ص633، روزگار رهائى ص 618.
   يعلّم القرآن على ما انزل الله عزوجل فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم، لأنّه يخالف فيه التأليف
   بشارة الاسلام ص 234، روزگار رهائى ص 616
3 ــ  المهدى يقفوا أثرى لا يخطى. منتخب الاثر: ص 491.
احمدى و آيين علوى، و روش فاطمى(1) صلوات الله عليهم اجمعين و مسير سلف طاهرين خويش مى باشد.(2)
1 ــ حضرت مهدى (عليه السلام) :  إن لي فى إبنة رسول الله اُسوة حسنة.
 دختر گرامى رسول خدا براى من الگوى نيكوئى است.
2 ــ فيأتى محمّد و علىّ، فيكتبان له عهداً منشوراً يقرؤه على الناس.
   بحار الانوار ج 52 ص 306 حديث 79.
رجعت، روزگار بازگشت ائمّة (عليهم السلام)
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:
 اِنّ لِعَلِىٍّ (عليه السلام) فِى الاَْرْضِ كَرَّةً مَعَ الْحُسَيْن، اِبْنِه صلوات الله عليهما. (  بحار الانوار ج 53 ص 74 حديث 75. )
 بدرستى كه براى (اميرالمؤمنين) على عليه السلام و فرزندشان حسين صلوات الله عليهما بازگشتى به اين زمين خواهد بود.
اگر چه در طول تاريخ، هميشه اهل باطل بر اهل حق چيره بوده اند، و فرياد حقّ و حق خواهى را در كام استكبار خويش خاموش كرده اند، و آن روزگار سياهى كه بر سر بشرّيت آورده اند، حقّ تلافى آن در دنيا ادا نمى شود.امّا چنين نيست كه هميشه دنيا هم به كام آنان بچرخد و روزگارانى خواهد رسيد كه بهترين خوبان عالم، دوباره به اين عالم باز گردند و آن چنان كه بايد در دنيا حكومت شود حكم فرما مى شوند.چرخ گردون گر دو روزى بر مرداد ما نگشت دائماً يكسان نماند حال دوران، غم مخورآرى ائمه ما در آن زمانه به اين عالم باز خواهند گشت، و از آن بزرگواران چنين روايت آمد:
 وَ جَعَلَنى مِمَّنْ يَقْتَصُّ اثارَكُمْ . . . . وَيُحْشَرُ فى زُمْرَتِكُمْ، وَ يَكِرُّ فى رَجْعَتِكُمْ، وَ يُمَلَّكُ فى دَوْلَتِكُمْ.
 از ما نيست كسى كه به بازگشت ما ايمان نداشته باشد.
آن بزرگ راستگويان و مولاى موحدان، اميرمؤمنان على بن ابى طالب سلام الله عليهما به اين عالم باز خواهند گشت، و براى وجود مطهّرش قبّه گاهى و بارگاهى مجلل در نجف بپا خواهد شد،
 و حسين شهيدش عليه السلام نيز باز خواهد آمد و آن روز روزگارى دگر خواهد بود، و بايد كه از عمق جان زمزمه كبوتران منتظر را بر نهر زبان جارى كرد، و هم راه با جامعه جامعه خوانان چنين سرود.و چنين حكايت شده كه صادق آل محمّد عليهم السلام، زير لب هاى مبارك، اين شعر را ترنّم مى فرمود:
لكلّ اُناس دَولَةٌ يَرقَبُونَها وَ دَولَتُنا فى آخرِ الدَّهر يظهر(5)
1 ــ حضرت امام صادق(عليه السلام): ليس منّا من لم يؤمن بكرّتنا بحار الانوار ج 53 ص 92 حديث 101.
2 ــ ثم يخرج الصديق الأكبر اميرالمؤمنين على بن أبى طالب (عليه السلام) و ينصب له القبّة بالنجف.   بحارالانوار ج 53 ص 16.
3 ــ  سئل عن الرجعة أحق هى ؟ قال: نعم. فقيل له من أوّل من يخرج؟ قال: الحسين يخرج على أثر القائم(عليهما السلام). بحار الانوار ج 53 ص 103 حديث 130.
5 ــ يعنى: هر دسته از مردم را دولتى است كه انتظار آن را مى كشند، و دولت ما (آل محمد عليهم السلام)در پايان روزگار ظاهر مى شود. منتهى الآمال: ج 2 فصل دوم، ذكر جمله اى از خصايص حضرت صاحب الزمان، خصيصه 46.
نشانه هاى نور
قرآن كريم:
(سَنُريهِمْ اياتِنا فِى الاْفاقِ وَ فى اَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُم اَنَّهُ الْحَقُّ)(1)
عن الصادق(عليه السلام): خُرُوجُ الْقائِمِ هُوَ الْحَقُّ....(2)
 به زودى آيات و نشانه هايمان را در آفاق و در نفس هايشان به آنان نشان مى دهيم، تا اين كه براى آنان روشن گردد كه آن حقّ  است
 حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند:  منظور از حق در اين آيه شريفه قيام حضرت قائم عليه السلاماست.
ابعاد وجودى حضرت بقيّة الله الأعظم ارواحنافداه دائما هدف پيكان هاى كهنه شبهات پوسيده و بى اساس بوده.منكرين آن وجود مسعود، هميشه در صدد دست يافتن به دست آويزى سست و بى بنياد بوده اند تا آتش كينه اى كه در دل ناپاك خويش دارند، به وسيله آن خنك سازند، و با زياد شدن منكرين حضرت، بر كثرت سپاه خويش بنازند.
1 ــ سوره فصلت: 53.
2 ــ بحار الانوار ج 51 ص 62 حديث 63 .
امّا قران مجيد دائماً با جملات رسا و زيبا و بيانات بليغ و شيوا، كتاب مكر آنان را ورق ورق كرده و در زير باران شديد آيات بيّنات خويش به دست سيل نابودى سپرده است.آرى; آن ها كه پهناى دلشان، مرداب گنديده اى از عقايد انحرافى شده، گاهى با انكار امكان طول عمر انسان و گاه با شبهه در طولانى شدن زمان  غيبت، سعى در خاموش كردن نور الهى با دهان خويش دارند;
( يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللهِ بِافْواهِهِمْ)(1)
غافل از آن كه چراغ فروزان و بر افروخته شده از نور الهى خاموش شدنى نيست.
( وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ)(2)
خداوند در زمان غيبت و پيش از ظهور آن بى كران نور، آن قدر نشانه و علامت در وجود خودِ مردم و آسمان و زمين به آنان نشان دهد كه مانند روز روشن بر ايشان واضح و مبيّن شود كه آن قيام بزرگ حق است و حقيقت دارد، و آن چه به گوش شنيده بودند و به زبان، انكار مى كردند اكنون به چشم باز مى بينند و ديگر هنگامه انكار به پايان رسيده.علامات قيام حضرت ولى عصر عليه السلام بر دو گونه اند، علامات حتمى و غير حتمى.(3)
1 و 2 ــ سوره صف: 8.
3 ــ علامت حتمى; نشانه هائى است كه در پى آن، ظهور واقع خواهد شد.
      علائم غيرحتمى; نشانه هاى است كه تحقق آنها براى ظهور الزامى نيست، ممكن است بدون اين كه آنها واقع شوند ظهور محقق شود، و يا آنكه واقع شوند ولى ظهور را در پى نداشته باشند.   گفتنى است كه آنچه بداء ناپذير است و حتمى است، اصل ظهور حضرت بقية الله عجل الله تعالى فرجه مى باشد، از امام صادق عليه السلام روايت شده كه حتى در علائم حتمى هم ممكن است بداء شود، يعنى ممكن است فرج اتفاق بيفتد بدون آنكه اين علائم واقع شود.
      علامات; آن نشانه هايى است كه نزديك يا مقارن ظهور حضرتش اتفاق مى افتد، و با وقوع آنها، ظهور را در پى خواهد داشت، مانند نداى جبرئيل كه مردم را براى بيعت با آن خليفه خداوندى دعوت مى نمايد، و در پيشگاه آن حضرت فرياد مى زند:
 البيعة لله. (1)
اين بيعت از براى خداست.
از ديگر علامات آن است كه مردم چهره منور امير دايره وجود، حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين عليه السلام را بر سينه نيلگون آسمان مشاهده مى كنند و صدايى مى شنوند كه ندا مى كند:
اى مردم اين امير مؤمنان است كه به عالم دنيا بازگشـته اسـت.
ديگر آن كه خورشيد رسم صبحگاهى خويش را برهم مى زند و اين بار از مغرب طلوع مى كند.(2)
يا اين كه بر خلاف عادت فلك، خورشيد در نيمه ماه رمضان و ماه در آخر آن مى گيرد.(3)
و ديگر علاماتى كه تفصيل و شرح آن ها در گنجايش اين نوشتار نيست و چه كتاب هاى عريض و طويلى كه در علامات ظهور به دست
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 290 حديث 30.
2 ــ ارشاد شيخ مفيد(رحمه الله) ج 2 باب 40 حديث 3 .
3 ــ ارشاد شيخ مفيد(رحمه الله) ج 2 باب 40 حديث 10 .
علماى شيعه(1) و يا مخالفين نوشته شده، و هزاران علامت در آن ها به ثبت رسيده  است.و بالاخره خداوند متعال با آيات بسيار، حجّت خويش را بر مردم باهر و ظاهر و به نصرت و يارى خويش او را بر جهانيان قاهر خواهد نمود.
(يَسْتَنْبِؤُنَكَ اَحَقٌّ هُوَ قُلْ اى وَ رَبّى اِنَّهُ لَحَقٌّ)(2)
1 ــ مانند كتاب نوائب الدهور فى علائم الظهور از مرحوم ميرجهانى(رحمه الله) .
2 ــ يعنى: از تو مى پرسند آيا آن (وعده الهى) حق است، بگو: آرى. به پروردگارم سوگند قطعا حق است. سوره يونس: 53.
سلطنت سلطان عصر، شهر و ديار او
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام:
 يَمْلِكُ ما بَيْنَ الْخافِقَيْنِ اَربَعينَ عاماً.(1)
 بين مشرق تا مغرب را چهل سال مالك شود.
روايات در باب توسعه دائره حكومت آن شاهباز عدالت و حق خواهى از جهت زمان، متعدد و متفاوت است.در بعضى از روايات مدّت آن هفت سال از سال هاى آن عصر كه به شمار سال هاى شما هفتاد سال مى شود، تعبيرشده و دربعضى چهل سال(2)و در بعضى فرموده اند: حكومت او تا دامنه قيام قيامت امتداد مى يابد.(3) و دربرخى ديگر كوتاه ترين مدّت را هفت وبالاترين را نه سال شمرده اند.اما در زمان غيبت جايگاه حضرتش براى مردمان معلوم و مشخص نيست و جز خادمين و ملازمين ركاب آن حضرت از مأوى او بى خبرند(4)، و در بعضى نقل ها محل سكونت ياوران و خاندان آن هماى سعادت، در جزائر خضراء و جايگاه خود آن حضرت را مناطق دور از دست خلائق نام برده شد(5).
1 ــ منتخب الأثر ص 478.
2 ــ منتخب الاثر ص 143 و 487.
3 ــ منتخب الاثر ص 296.
4 ــ بحارالانوار ج 52 ص 155 حديث11.
5 ــ بحار الانوار ج 52 ص 159 .
 إنّ أبى صلّى الله عليه، عهد إلىّ ان لا اُوطّن من الأرض إلاّ أخفاها و أقصاها، اسراراً لأمرى و تحصيناً لمحلّى من مكائد أهل الضلال  بحارالانوار ج 52 ص 34.
اما زمانى كه بر سرير حكومت تكيه زند و بارگاه امامتش برپا گردد، از روايات چنين بر مى آيد كه خانه خويش را مسجد سهله در شهر كوفه(1) و مقر حكومت و خلافت خود را مسجد مقدس كوفه قرار مى دهد(2).همان مسجدى كه از آن زمان كه بانك اذان اميرالمؤمنين عليه السلام به شمشير زهر آگين كفر و الحاد در فضاى آن خاموش شد، صداى ناله اش چون ستون حنّانه در فراق امير عالم از بند بند خشت ها و گل هايش به گوش جان مى رسد. تا زمانى كه انشاء الله دست مبارك زاده حيدر كرار در آغوشش بگيرد تا از حنين ناله خويش باز نشيند.و از پاره اى از روايات چنان استفاده مى شود كه حكومت آن حضرت تا زمان رجعت ائمه هُدى عليهم السلام به طول مى انجامد(3)، و سپس دوازده پيشواى هدايت شده هدايت گر بعد از او خواهند آمد.(4)آرى شاخسار درخت پر بار حكومتش بر تمام گيتى سايه مى افكند و پرچم عدالت او بر فراز بام دنيا به اهتزاز در مى آيد، و عدالت علوى اش تمام مشرق و مغرب عالم را پر خواهد ساخت، و جايى از پهنه گيتى از دائره سلطنت آن پادشاه هستى خارج نخواهد بود، وجب به وجب خاك زمين از اين كه در زير پاى آن حضرت و ياوران سعادتمندشان باشد، به خويش مى بالد و فخر مى فروشد.
اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فى دَوْلَة كَريمَة، تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَ اَهْلَهُ
وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِكْ
وَ الْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ وَ تَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 331 حديث 54.
2 ــ بحار الانوار ج 52 ص 376.
3 ــ منتهى الآمال: ج2 فصل دوّم جمله اى ازخصايص حضرت صاحب الزمان خصيصه46 ص 771.
4 ـ يكون بعد القائم اثنى عشر مهديّاً بحارالانوار ج 53 ص 145